ضرورت استفاده از ظرفیت مدیریت هیأت امناء موقوفات برای حفظ،احیاء وسرمایه گذاری رقبات واجرای صحیح(مدیریت مصرف)نیات واقفین خیراندیش

شناسه مقاله : 16447

تعداد بازدید : 743

  • : مهدی محمودی
ضرورت استفاده از ظرفیت مدیریت هیأت امناء موقوفات برای حفظ،احیاء وسرمایه گذاری رقبات واجرای صحیح(مدیریت مصرف)نیات واقفین خیراندیش
مهدی محمودی

MAhmoudi Mehdi172@gmail.com





چکیده مقاله
در این مقاله با توجه به محمل قانونی برون سپاری وظایف اداره امور موقوفات و مدیریت غیر متمرکز،همچنین آئین نامه نحوه ی انتخاب و برکناری،شرایط وحدود اختیارات ووظایف امین،یا امنای اماکن مذهبی و موقوفات(مصوّب10/2/1365)می تواند نظارت را بر امور ورسیدگی به حفظ،احیاءوسرمایه گذاری رقبات ومدیریت مصرف عواید موقوفات واجرای نیّات واقفین خیراندیش را تسهیل نماید،پرداخته می شود.
با توجه به آمار وارقام وتعداد موقوفات حوزه عملکرد سازمان اوقاف وامور خیریه شامل موقوفات واماکن مذهبی وبقاع متبرکه،مساجد،حسینیه هاومؤسسات خیریّه ازسویی وامکانات اداری،منابع انسانی،ترکیب کیفی وکمّی نیروی انسانی( که نه امکان افزایش ونه ضرورت افزایش راداردبلکه توانمندسازی نیروی انسانی را می طلبد)ازسوی دیگر،ضروری می نماید از این محمل قانونی؛موضوع انتخاب امین یا هیأت امنای موقوفات با تمام ظرفیت استفاده کرد.یکی از تعاریف مدیریت عبارت از کار با و بوسیله دیگران است[8]،لذا قطعاً عدم تمرکز اختیارات ووظایف با توجه به محدودیت های موجود اداری ووجود ظرفیت های قانونی ونگاه حمایت از برون سپاری در سطح مدیران عالی سازمانی،در صورت استفاده از این فرصت می تواند بستری مناسب وبهینه در جهت انجام وظایف قانونی سازمان اوقاف وامور خیریه مصرّح در قانون تشکیلات واختیارات سازمان مذکور(مصوّب2/10/1363)باشد.
کلید واژه
مدیریت،وقف،امین،هیأت امناء


مقدمه
المال والبنون زینه الحیوه الدّنیا والباقیات الصالحات خیرٌ عند ربّکّ ثواباً وخیرٌ املاً(آیه46 سوره کهف)
مال وفرزندان زینت زندگانی دنیاست ولیکن اعمال وبازمانده های صالح که تا قیامت باقی است،نزد پروردگار بسی بهتر وعاقبت وپاداش آن نیکوتر است.
میل به جاودانه زیستن همواره انسانها را تشویق کرده تا در کنار کار وتلاش مستمرخود،به ایجادوبنای کارهای یادگاری بپردازند که در حیات آنها وهمچنین پس از فوتشان،منشاء خیر و منبع برکات گردند وبرای جامعه مفید باشند.روح نوعدوستی،واندیشه اجتماعی وهمکاری متقابل،وفکر زندگی گروهی،ریشه چنین تفکر وعملی را می سازد سایر دشواری های موجود در اجتماع،کارهایی می کند که بخشی از آن برای دیگران سود مند باشد.[2]
سیره وروش پیامبر اسلام(ص)وائمه معصومین صلوات الله علیهم اجمعین،خود گویای ارزش والای معنوی ومادّی این سنّت حسنه می باشد.براین اساس فقهای عظام وعلمای اسلام به تاسّی از این بزرگواران همواره مسلمانان را به انفاق در راه خدا تشویق وتحریض نموده ودر رساله های عملیه خود ومباحث فقهی در همه مذاهب اسلامی بابی را به احکام وقف اختصاص داده اند.
بدیهی است با توجّه به تغییرات وتحوّلات شگرف در زندگی بشر که در اثر پیشرفت علوم وفنون ونیز مسایل و موضوعات مستحدثه پدیدآمده است،در خصوص نحوه ی اداره امور موقوفات ونظام بخشیدن به آن وافزایش بهره وری و ایجاد سهولت در پیشرفت و توسعه این پدیده ارزشمند اقتصادی و فرهنگی باید راه های جدید را جستجو کرد.
تعریف وقف :وقف در لغت به معنای ایستادن و درنگ کردن است.
وقف در اصطلاح فقهاء،عقدی است که برتحبیس اصل واطلاق(یا تسبیل)منفعت دلالت دارد.[1]
عمده وظایف سازمان اوقاف وامور خیریه
از زمان تصویب قانون تشکیلات واختیارات سازمان اوقاف وامورخیریه در تاریخ2/10/1363امور ذیل به عهده این سازمان واگذار شده است:
1-اداره امور موقوفات عامّ،که فاقد متولّی بوده یا مجهول التّولیه است و موقوفات خاصّه در صورتی که مصلحت وقف و بطون لاحقه ویا رفع اختلاف موقوف علیهم متوقّف بر دخالت ولیّ فقیه باشد.
2–اداره ی امور اماکن اسلامی،که ترتیب خاصّی برای اداره آنها داده نشده است،به استتثنای مساجد ومدارس دینی وتکایا.
3– اداره امور مؤسّسات و انجمن های خیریّه ای که از طرف دولت یا سایر مراجع ذیصلاح به سازمان محوّل شده یا بشود.
4–اداره امور مؤسّسات وانجمن های خیریّه ای که به تشخیص دادستان محل فاقد مدیر باشد(تا تعیین تکلیف از طرف دادگاه)،ضّم امین در مؤسسات وانجمن های خیریّه ای که به تشخیص دادستان محل،مدیر آن فاقد صلاحیّت باشد(تا تعیین تکلیف از طرف دادگاه)وهمچنین است در صورت نبودن یا عدم صلاحیت ناظر(در مواردی که ناظر پیش بینی شده باشد).
5–انجام امور مربوط به گورستان های متروکه ی موقوفه ای که متولّی معین ندارد.واتّخاذ تصمیم لازم در مورد آنها.
6– کمک مالی در زمینه ی تبلیغ و نشر معارف اسلامی.
7–اثلاث باقیه محبوسات ،نذور،صدقات و هر مال دیگری که به غیر از عنوان وقف برای امور عامّ المنفعه و خیریّه اختصاص یافته در حکم موقوفات عامّه است.وچنانچه فاقد متولّی ومتصدّی باشد با اذن ولیّ فقیه،تحت اداره و نظارت سازمان اوقاف وامور خیریه قرار خواهد گرفت.رعایت مفاد اسناد تنظیمی مربوط به این اموال و رقبات اعم از وصیّت نامه وحبس نامه وسیره ی جاریه در اداره امور و مصرف عواید آن ها ضروری خواهد بود.[3]
علاوه براداره امور موقوفات که بیشتر مصطلح در جمع آوری عواید موقوفات می باشد،برابر مواد6،8،12قانون فوق الاشعار مصرف عواید و درآمد موقوفات طبق مفاد وقفنامه ها،همچنین برابر مفاد تبصره2ماده5قانون مذکور مصرف درآمد ووجوه حاصل از نذور نقدی وفروش اموال منقول بقاع متبرکه بعهده سازمان می باشد.بویژه برابر ماده6قانون،صرف درآمد موقوفات به منظور حفظ عین و موجبات آبادانی رقبات موقوفه در جهت بهره برداری صحیح از آنها به منظور اجرای نیّات واقف از وظایف دارای اولویّت سازمان اوقاف وامور خیریه می باشد.[3]  



نگاه اجمالی به قانون،آئین نامه(ماده24قانون مدیریت خدمات کشوری)ودستورالعمل برون سپاری وظایف درباب امور اوقافی
برابر ماده 24 قانون مدیریت خدمات کشوری دستگاه های اجرایی موظفند آن دسته ازوظایفی را که قابل واگذاری به بخش غیر دولتی است را احصاءو با رعایت راهکارهای مطروحه نسبت به واگذاری آنها اقدام نمایند.
برابر ماده یک آئین نامه اجرایی ماده24قانون مدیریت خدمات کشوری،دستگاه های اجرایی بعد از احصای تصدیهای اجتماعی ،فرهنگی،خدماتی وزیر بنایی خود نسبت به واگذاری موارد قابل واگذاری با رعایت قانون مدیریت خدمات کشوری،پس از هماهنگی با معاونت های توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهور و برنامه ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور مطابق تفاهم نامه فیمابین اقدام نمایند.
با توجه به اینکه بموجب قانون تشکیلات و اختیارات سازمان اوقاف وامور خیریه مصوّب2/10/1363عمده وظایف سازمان مذکور در ماده یک اداره امور موقوفات عّام،فاقد متولّی ملاحظه می شود ودر عمل نیز عمده وقت وتوان منابع انسانی به جهت تمشیت امور موقوفات عام فاقد متولّی صرف می شودوبرابر ماده3قانون اوقاف که اشعار می دارد هر موقوفه،دارای شخصیت حقوقی است ومتولّی یا سازمان حسب مورد نماینده آن می باشد.می توان گفت اداره امور موقوفات غیر دولتی ودارای شرایط والزامات قانونی وشرعی خاصّ خود است ودر رأس امور نماینده ولّی فقیه وسرپرست سازمان اوقاف وامورخیریه قرار دارد واختیارات نامبرده نیز ناشی از مأذونیت مقام مذکور از ولّی فقیه می باشد.لیکن در ماهیّت واعتبار اینکه سازمان اوقاف وامور خیریه نیز در نظام ولایی وجمهوری اسلامی ودر قالب یک سازمان وابسته به وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی در دولت حضور دارد واز سوی دیگر مطالعات صاحبنظران اداری واقتصادی ودولتی دلالت بر موفقیّت کاهش تصدی گری واستفاده از توان بخش خصوصی را دارد واین امر منافاتی با اسناد وقفی ووظایف ذاتی سازمان اوقاف وامور خیریه ندارد.لذاواگذاری وبرون سپاری وظایف می تواند رسیدگی به امور را تسریع،کم هزینه وقابل نظارت مضاعف نماید.
احصاء51عنوان فعالیت قابل برون سپاری در حوزه امور اوقافی می تواند فرایند رسیدگی وبهینه سازی انجام فعالیت ها را بدنبال داشته باشد.         
علی هذا برون سپاری فعالیت دستگاه های اجرایی مستلزم بودجه مصّوب است وشاید به ظاهر برون سپاری فعالیت های حوزه امور اوقافی نیز خارج از این قاعده نباشد.لیکن تجارب حاصل از کار با امین وهیأت امناء موقوفات نشان داده است که این بحث نیز در تشکیلات منتسب به حضرت امام حسین (ع)وائمه اطهار علیهم السّلام فرآیند وبا نگاهی به خلوص نیت واقفین خیرانیش دنبال می شود واز این رو است که بسیاری از فعالیّت توسط امین وامناء بدون مزد واجرت مادّی انجام می شود.پس این ظرفیت قابل توجه،چرا تا کنون معطل مانده است ؟
1–آیا بحث نظری این موضوع(برون سپاری)وانتخاب امین وامناء کامل نشده است؟
2–آیا مدیران میانی وعملیاتی وسرپرستان ادارات حاضر به استفاده از این ظرفیت نیستند؟
3– یا تا کنون آنچنانکه باید وشاید به مزایا و ظرفیت این اقدام  توجیه نشده اند؟  
4-آیا شیوه مدیریت سنتی تشکیلات در گذشته مزید بر علّت شده است؟
5– آیا آمار مشخصی از انتخاب امین وامناءدر سازمان وجود دارد ونتایج اقدامات آنان تجزیه وتحلیل شده است؟
و سؤالات دیگرکه پرداختن به آن از حوصله این مقاله خارج است وضرورت دارد اهل اندیشه وپژوهشگران،پژوهش های مستقل داشته باشند.
مدیران سازمانی،مدیریت نمایند(برنامه ریزی، سازماندهی،هماهنگی،هدایت ونظارت) نه اجرا
وظیفه مدیران اعمال مدیریت وانجام وظایف مدیریتی شامل برنامه ریزی،سازماندهی،هماهنگی،بسیج منابع، هماهنگی وهدایت منابع انسانی،تصمیم گیری ونظارت است.سازمان ها ومؤسسات امروز به حدّی پیچیده شده اند که بدون اقدام به برنامه ریزی دقیق،امکان ادامه حیات ندارند.برنامه ریزی مستلزم ،آگاهی از فرصت هاوتهدیدهای آتی وپیش بینی شیوه ی مواجهه با آن ها است.[6]
برنامه ریزی عبارت است از طراحی فرآیندهای اجرایی و فعالیّت های لازم برای رسیدن به هدف است.زمانبندی برنامه ریزی وانجام آن مستفادازسوره یونس آیه3که می فرماید،پروردگار شما خدایی است که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید،می باشد.[4]
در مسیرنیل به هدف،همواره ممکن است موانع و محدودیتهایی بروز کنند ولذا حفظ عملکرد سازمان در جهت دستیابی به اهداف باید سازوکار اصلاح و کنترل تعبیه شود.کنترل با همه وظایف مدیریت ارتباط دارد ولی ارتباط آن با برنامه ریزی بسیار مهّم است.[4]
هنگامی که هر سیستم،در جهت هدفهای خاص به حرکت در می آیدوقایعی ممکن است اتفاق افتدکه در جهت دور کردن سیستم از«هدف خود»باشد.فرآیند کنترل توفیق آمیز فرآیندی است که اثر لازم را،از نظرتصحیح سیستم مورد نظر،قبل از آنکه انحرافات جنبه جدّی یابد،برجای گذارد.[7]
اهمیّت  نظارت تا بدانجا مهِّم است که خداوند در سوره ق آیه17 می فرماید دو فرشته بر دوش چپ وراست انسان قرار دارند که اعمال اورا ثبت می کنند لذا نظارت همه جانبه لازم است.[4]  
سؤال:آیا با توجه به پیچیدگی سازمانهای امروزی و تعدّد وظایف سازمان و آمارگیری وگزارش گیری متعدّد از ادارات تابعه با توجه به کمبود شدید نیروی انسانی که بعضاً دیده می شود دفتر نمایندگی فقط با یک نیروی انسانی اداره می شود ،مدیر می تواند اعمال مدیریت نماید یا صرفاً بطور روزمرّه انجام وظیفه نماید؟   
با ملاحظه پیچیدگی ها،کمبودها وکاستی های احتمالی و وجود محمل های قانونی استفاده از امین وامناء بایستی با امین آشنا شد.
امین کیست؟
«امین یا امانت‌دار» که وظیفه نگهداری مال دیگری را به عهده می‌گیرد،مؤظف است تا آن مال را صحیح و سالم به صاحبش بازگرداند.اگر امین،از این تعهد سرباز زند و تصرفی در آن مال نماید یا آن را تلف کند،مسوولیت داشته و باید پاسخگوباشد.امینی که برخلاف رضای مالک در مال امانتی تصرف می‌کند،خائن در امانت بوده و مرتکب «جرم خیانت در امانت» شده است.

امین کیست،امانت‌گذار چه کسی است؟
یکی از قراردادهای مرسوم در جامعه عقد ودیعه است که به موجب آن امین، نگهداری مالی را از طرف امانت‌گذار به عهده می‌گیرد تا به طور مجانی از آن نگهداری و محافظت کند.براساس قانون،امانت‌گذار و امین هر دو باید دارای اهلیت قانونی (عاقل، بالغ و رشید) باشند.چنانچه امین مالی را از طرف کسی که فاقد اهلیت است به عنوان امانت قبول کند و سپس متوجه عدم اهلیت او شود،موظف است مال امانی را به ولی او برگرداند.
امین مسوول از بین رفتن یا ناقص شدن مالی که به عنوان امانت نزد او گذاشته می‌شود،نیست؛وبنابرقاعده عدم ضمان امین باستناد آیات وروایات چنانچه امین در مال مورد امانت افراط وتفریط نکند،ضامن نیست.در سوره توبه آیه 91 آمده است ماعلی المحسنین من سبیل و بنابر حدیث منقول از حضرت امیرالمؤمنین علی (ع)لیس علی المؤتمن ضمان می فرماید کسی که امین است ضامن نیست.مگر آن‌که مال امانی در اثر عدم مراقبت‌های لازم او تلف یا ناقص شده باشد.    
چنانچه امانت‌گذار مال خود را از امین مطالبه نماید،امین مؤظف است آن را به امانت‌گذار برگرداند و اگر پس از این تقاضا،از بازگرداندن مال خودداری کند،امین از تاریخ خودداری؛مسوول هرگونه نقص و تلفی خواهد بود که متوجه مال امانی گردد.    
باید دانست وظیفه امین فقط نگهداری و حفاظت از مال امانی است و به هیچ وجه حق استفاده از آن را ندارد.مگر آن که امانت‌گذار به صراحت یا به طور ضمنی به وی اجازه استفاده از مال امانی را بدهد.بنابراین چنانچه امین بدون مجوز از مال امانی استفاده نماید،مسوول و ضامن هر گونه تلف و نقصی خواهد بود که بر آن مال وارد می‌گردد.    
البته چنانچه مال امانی سربسته باشد،امین حق باز کردن آن را نداردواگر مال امانی دارای منافعی باشد(مثلا مال امانی گاو یا گوسفند باشد)منفعت آن(شیر،ماست و...)متعلق به امانت‌گذار(مالک)است.
شرایط تحویل مال امانی‌
هرگاه امین تصمیم به برگرداندن مال امانی داشته باشد، مؤظف است آن را به امانت‌گذار یا نماینده قانونی او برگرداند و اگر دسترسی به آنها امکان‌پذیر نباشد،موظف است آن را به حاکم شرع(در حال حاضر دوایر سرپرستی صغار و امور محجورین)برگرداند.    
اگر مال امانی متعلق به محجورباشد،چنانچه در زمان برگرداندن از محجور رفع حجر شده باشد،مال امانی به خود او ودر صورت ادامه حجر،به سرپرست قانونی وی برگردانده می‌شود.چنانچه امانت‌گذار هنگام تحویل مال امانی سالم باشد، ولی بعد از تحویل آن محجور گردد،امین مؤظف است مال را به قیم قانونی برگرداندواگر حفظ و نگهداری مال امانی مستلزم پرداخت هزینه‌ای باشد،کلیه مخارج به عهده امانت‌گذار است.
1)‌خیانت شامل به چه معناست؟     
طبق قانون،تصاحب،استعمال،تلف یا مفقود کردن مال امانتی، جرم است.     
الف.تصاحب مال امانتی: تصاحب یعنی«تصرف مالکانه در مال امانتی»،برای مثال،اگر یک برگ چک به امین سپرده شود تا از آن نگهداری و سپس آن را مسترد نماید،دریافت وجه چک و خرج کردن آن،خیانت در امانت است.     
ب.استعمال مال امانتی:استعمال یعنی«استفاده از مال امانتی برخلاف میل صاحب مال».برای مثال،الف؛اتومبیل خود را به پارکینگ‌دار می‌سپارد تا پس از 2 روز،مراجعه نماید،در صورتی که پارکینگ‌دار که در اینجا امین نیز هست،اتومبیل را از پارکینگ خارج کرده و به مسافرکشی بپردازد،خیانت در امانت کرده است.
ج.تلف مال امانتی: تلف یعنی از بین بردن و تخریب مال امانتی برای مثال،الف اتومبیل خود را به امین می‌سپارد و امین آن را آتش می‌زند.    
د.مفقود کردن مال امانتی: مفقود کردن یعنی از بین بردن مال امانتی.برای مثال،الف گواهی‌نامه خود را به امین می‌سپارد و امین گواهی‌نامه را گم می‌کند یا دور می‌اندازد.
2)‌ مال امانتی شامل چه اموالی است؟     
مالی که به امانت گذاشته می‌شود،ممکن است مال منقول نظیر چک،گواهی‌نامه و تلفن همراه و امثال آن باشد یا مال غیر منقول نظیر باغ و خانه،بنابراین هر مالی که به امانت گذاشته می‌شود،قابلیت خیانت در امانت دارد.
3)‌ وظایف امین برای حفظ مال امانتی چیست؟     
امین مؤظف است تا مال امانتی را از آسیب‌ها و خساراتی که آن را تهدید می‌کند،حفظ نماید.برای مثال،اتومبیل را در پارکینگ نگهداری نماید،سند مالکیت امانتی یا چک امانتی را در منزل یا گاوصندوق قرار دهد،تا از آسیب در امان بماند.    
4)  آیا وظایف امین نامحدود است؟     
امین وظیفه ندارد تا اقدامات غیر عاقلانه‌و غیر منطقی انجام دهد تا مال امانی را حفظ کند،بلکه کافی است امین کارهایی که عرفاً و عقلاً برای حفظ یک مال لازم است،انجام دهد.برای مثال اگر برای نگهداری مال امانتی،جان امین در خطر بیفتد، حفظ جان ضروری است و اگر بر اثر حفظ جان،مال امانتی تلف شود،امین مرتکب خیانت در امانت نشده است.     
5)  مجازات جرم خیانت در امانت چیست؟     
مجازات جرم خیانت در امانت، حبس از 6 ماه تا 3 سال است که به‌نظر قاضی رسیدگی‌کننده به جرم تعیین می شود.[9]
جایگاه قانونی امین وامناءدر سازمان اوقاف:
قانون مدنی:
ماده79:واقف یاحاکم نمیتواند کسی را که در ضمن عقد وقف متولی قرار داده شده است عزل کنندمگر در صورتیکه حق عزل شرط شده باشد واگر خیانت متولی ظاهر شود حاکم ضم امین میکند.
ماده80:اگر واقف وضع مخصوصی را در شخص متولی شرط کرده باشد ومتولی فاقدآنوصف گردد منعزل میشود.
ماده81:در اوقاف عامه که متولی معیّن نداشته باشداداره موقوفه طبق نظر ولی فقیه خواهد بود.[5]
قانون تشکیلات واختیارات سازمان اوقاف وامور خیریه:
ماده یک:اداره امور موقوفات عامّ،که فاقد متولی بوده یا مجهول التّولیه است وموقوفات خاصه در صورتی که مصلحت وقف و بطون لاحقه ویا رفع اختلاف موقوف علیهم متوقّف بر دخالت ولیّ فقیه باشد.    
ماده 5:سازمان اوقاف وامور خیریه می تواند در اموری که اداره آن به عهده این سازمان است شخص یا هیأتی از اشخاص متدیّن و معروف به امانت به عنوان امین یا هیأت امنا تعیین نماید.
تبصره یک:نحوه انتخاب و برکناری و شرایط و حدود اختیارات و وظایف امین یا هیأت امنا و میزان حقّ الزّحمه آنان،همچنین نظامات راجع به حفظ و نگهداری اماکن و اموالی که اداره آن به عهده سازمان اوقاف وامور خیریه می باشد،به موجب آیین نامه هایی است که بر اساس مقررات و سنن و خصوصیات اماکن مربوط که به تصویب هیأت وزیران می رسد،خواهد بود.[3]
آیین نامه نحوه انتخاب و برکناری،شرایط و حدود اختیارات و وظایف امین،یا هیأت امنای مذهبی و موقوفات:      
آیین نامه نحوه ی انتخاب و برکناری،شرایط و حدود اختیارات و وظایف امین یا هیأت امنای اماکن مذهبی و موقوفات(مصوّب 10/2/1365)باتفسیر کامل حدود اختیارات،وظایف،کیفیت انتخاب وشرایط عزل وکناره گیری آنان را مشخص نموده است.
ماده2:امین یا امنابا توجّه به اقتضای مورد در موقوفات فاقدمتولی،از دو تا پنج نفرودر اماکن متبرکه از سه تا پنج نفر می باشندکه از بین افراد معروف به امانت و متدیّن ومتعهّدمحلّی که حدّاقل دارای سواد خواندن و نوشتن بوده وتوانایی انجام کار را داشته وحداقل بیست وپنج سال سنّ باشندبرای مدّت سه سال انتخاب و با حکم سازمان اوقاف وامور خیریه منصوب وتجدید انتخاب آنهابلامانع می باشد.نحوه تأییدصلاحیّت افراد مزبور وسیله سرپرست سازمان اوقاف وامور خیریه تعیین خواهد شد.   
ماده3:تصمیمات امنای موقوفات واماکن مذهبی که با اکثریت آراء اتخاذ شده باشد،پس از تأیید اداره مربوطه قابل اجرا است.
ماده7:وظایف امین و هیأت امنا به قرار زیر است:
الف.مراقبت کامل در حفظ مورد امانت.
ب.نگهداری اموال منقول و ثبت آنها با مشخصات کامل در دفاتر مربوطه.
ج.انجام تعمیرات لازم اماکن مذهبی ورسیدگی مرتّب به وضع آنها.
وسایر و ظایف که درادامه ماده مذکور تصریح شده است.[3]
با مداقّه درآیین نامه مذکور،اشکالات ونواقصی در آن دیده می شود:
1-تأکید عمده بر انتخاب هیأت امنای اماکن متبرکه است ودر خصوص موقوفات به ابعاد مختلف آن و حدود وثغور وظایف امنای موقوفات پرداخته نشده است(گویی مختص اماکن متبرکه است).
2- علی رغم اهمیّت وگستردگی موقوفات ابعاد قضیه روشن نشده است،لذا تکمیل،اصلاح ویا آیین نامه مستقلی را ایجاب می نماید.
3-علی رغم استعمال وقیدانتخاب امین در ماده 5 قانون تشکیلات واختیارات سازمان اوقاف،در آیین نامه دلالت بر اجتماع که متشکل از دو یا بیشتراست،دارد ولذا ضروری می نماید در این باب تجدید نظر گردد.
این مهّم با توجه به ماده 5 قانون فوق الاشعار که بطور عام سازمان را در اموری که اداره آن به عهده دارد مخیّربه انتخاب امین و امنا از اشخاص متدین و معروف به امانت می داند.وحجم عظیم وگستره موقوفات از نظر جغرافیایی به تعداد 113003  موقوفه متصرفی وتعداد 797617 رقبات متصرفی(89%موقوفات متصرفی .و11% موقوفات غیرمتصرفی و دارای متولی) دراقصی نقاط کشور پهناور جمهوری اسلامی ایران نشان از اهمیت و ضرورت انتخاب امین و امنائ موقوفات را دارد.            
نتیجه گیری
در این مقاله با توجه به اهمیّت مدیریت وقف ومدیریت مصرف(اجرای نیّات واقفین خیراندیش)ولحاظ کفایت وامانتداری درانجام امور سعی شده است در وهله اوّل نگاهی به ظرفیت های قانونی سازمان اوقاف وامور خیریه در ثانی رویکرد واگذاری وظایف دولت به بخش های خصوصی وبرون سپاری وظایف اهمیّت وضرورت اقدام را یاد آوری نمود،اینکه تا ترسیم وضعیت مطلوب فاصله ای طولانی است وبا توجه به ارزش ریالی رقبات وموقوفات ونسبت قلیل در آمد  حاصله از این سرمایه،می توان ادعا کرد برای برگشت سود سرمایه از راه کارهای منطقی،بویژه استفاده از توان امین وامناء برای حفظ،احیاء،سرمایه گذاری وبویژه مدیریت مصرف عوایدموقوفات(عواید سال 1388 مبلغ 765605260944 ریال وهزینه مبلغ 713525589552 ریال) بهره برد،در پایان به مدیران سازمانی توصیه می شود بدنبال اصلاح،تکمیل یا تدوین آیین نامه ای متناسب با ماده 5 قانون در جهت استفاده از ظرفیت امین و هیأت امنادر احیاء،توسعه،سرمایه گذاری ومدیریت صحیح مصرف عواید موقوفات باشند.

منابع ومآخذ
[1]حائری(یزدی)،محمّدحسن،وقف در فقه اسلامی ونقش آن در شکوفایی اقتصاد اسلامی،چاپ اوّل،انتشارات آستان قدس رضوی مشهد(1380)
[2]ریاحی سامانی،نادر،وقف وسیر وتحولات قانونگذاری در موقوفات،چاپ اوّل،انتشارات نوید شیراز(1378).
[3]سازمان اوقاف وامورخیریه،قانون اوقاف،چاپ پنجم،انتشارات اسوه،(1387).
[4]قرائتی،محسن،سیصد نکته در مدیریت اسلامی براساس تفسیر نور ،چاپ دوّم،انتشارات مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن،(1388).
[5]قربانی،فرج الله،مجموعه کامل قوانین ومقررات اساسی-مدنی،چاپ نهم،انتشارات دانشور،(1374)  
[6]قربانی،محمود،ثانوی گروسیان،وحید،مبانی سازمان ومدیریت،چاپ اوّل،انتشارات پژوهش توس(1386).
[7]کازمایر،لئونارد،اصول مدیریت،ترجمه زمردیان ومهروژان،چاپ چهارم،انتشارات مرکزآموزش مدیریت دولتی(1370).
[8]نبوی،محمّدحسن،مدیریت اسلامی،چاپ سیزدهم،انتشارات مؤسسه بوستان کتاب قم،(1387).
منابع اینترنت:
[9]جام جم آنلاین                                                                           omwww.ghazavat.c