تمكين بانو، رياست شوهر

شناسه مقاله : 16383

تعداد بازدید : 2207

  • : محمدتقي كرمي

تمكين بانو، رياست شوهر

اشاره: حوزه مباحث زنان در سال‏هاي اخير شاهد آثار مكتوب متعددي بوده است. غناي علمي اين آثار، عيارهاي متفاوتي داشته است. صفحه معرفي و نقد كتاب تلاش مي‏كند از ميان آثار متعدد منتشره، آثاري را كه از غنا و فربهي بيشتري برخوردارند، انتخاب كرده و به معرفي و نقد چارچوب‏هاي محتوايي آن بپردازد.

تمكين بانو، رياست شوهر، به خامه «غلامرضا صديق اورعي» با دو رويكرد حقوقي و جامعه شناختي به بررسي دو نقش همسري(بانو و شوهر بودن) در سازمان خانواده مي‏پردازد.پرسشهاي اساسي كه اين پژوهش، در صدد پاسخ به آن‏ها است، عبارتند از:

1. قانون مدني و شرع مقدس، چه مواردي را جزو تمكين زن و رياست شوهر مي‏داند؟

2. عرف جامعه و فرهنگ مردم، چه تعريفي از تمكين زن و رياست شوهر ارائه مي‏كند ؟

3. درباره تمكين زن و رياست شوهر، در جامعه ما چه هنجارهايي وجود دارد؟

مطالب ارائه شده در اين كتاب، به دو بخش كلي تقسيم شده‏اند: نخست تمكين زن و دوم رياست شوهر.


بخش نخست: تمكين زن

در اين بخش، به استناد ماده 1108 قانون مدني، نقش زن(زوجه) در قالب تمكين، بررسي شده است. طبق اين ماده، هرگاه زن بدون مانع مشروع، از اداي وظايف زوجيت امتناع كند، مستحق نفقه نخواهد بود.

در فصل اول از بخش نخست، ابعاد فقهي و حقوقي اين ماده قانوني، از نظر قرآن و منابع روايي بررسي شده است؛ اما از آن جا كه وازه «تمكين» مستقيماً در قرآن به كار نرفته است، از راه بررسي مفهوم مقابل و ضد آن، يعني «نشوز»، بحث تمكين پي گرفته شده است.

در بررسي روايات، بيست روايت، درباره حكم تمكين زن و وظايف او در برابر شوهر، نقل شده و در پايان، امور ذيل از وظايف كلي زن برشمرده شده است:

1. خارج نشدن زن از منزل، مگر با اذن شوهر.

2. عرضه خود به شوهر و مقدمات آن و عدم عرضه به غيرشوهر، كه در اصطلاح، «تمكين» و «عفت» ناميده مي‏شود.

3. خشنودسازي شوهر و ترك آزار او.

در ادامه، با تأكيد برتقابل حقوق و تكاليف زوجين، سي روايت درباره وظاليف الزامي شوهر، مطرح و نتيجه گيري شده است كه:

1. شوهر بايد خوراك، پوشاك و مسكن زن را تأمين كند.

2. شوهر نبايد از بار هزينه خانواده شانه خالي كند.

3. شوهر نبايد به زن ستم كند، و او را آزار داده و كتك بزند.

4. شوهر بايد هر چهار ماه، دست كم يك بار، با زن آميزش جنسي داشته باشد.

بررسي نظر فقها درباره رابطه تمكين زن با مهريه و نفقه، بيتوته شوهر با زن و تأديب او، بخش پاياني فصل اول را تشكيل مي‏دهد.

در فصل دوم، كه عنوان آن، «مباني جامعه شناختي تحقيق» است، با بيان دوباره اين مطلب كه هدف اصلي اين پژوهش، بيان عرف، قواعد و هنجارهاي تمكين زن(زوجه) از شوهر است، به چالش‏هاي فرا روي نقش زن(زوجه) بودن در جامعه ما مي‏پردازد و اين چالش‏ها تحت عناويني از قبيل: تفسير ناسازگار نقش، تناقص درون نقش، تناقض در هنجارهاي نقش‏هاي مختلف، ابهام نقش، تناقص نقش ـ شخص، گرانباري نقش و ناهماهنگي نقش و پايگاه اجتماعي، به اختصار مطرح شده است.

در فصل سوم از بخش اول، راه‏هاي به دست آوردن عرف و هنجار در جامعه ما درباره تمكين زن بررسي شده است و مراجعه به منابع شرعي و حقوقي و مطبوعات و نيز انجام دادن تحقيقات پيمايشي، به عنوان راه‏هاي معتبري براي شناسايي هنجارها و عرف جامعه، درباره‌ تمكين زن معرفي شده‏اند. در ادامه، ضمن مقايسه ديدگاه‏هاي به دست آمده از اين سه حوزه، نكاتي به عنوان نتيجه گيري كلي بيان شده است.

در فصل چهارم، كه با عنوان «مهندسي اجتماعي» معرفي شده، تلاش گرديده كه ضمن توصيف چالش‏هاي موجود در رعايت هنجارهاي سنتي درباره روابط زن(زوجه) و شوهر(زوج)، اصول راهبردي در مهندسي اجتماعي، براي حل مشكلات و چالش‏هاي ذكر شده، ارائه گردد.


بخش دوم: رياست شوهر

در فصل اول از اين بخش، ماده 1105 قانون مدني بررسي شده است. طبق اين ماده، در روابط زوجين، رياست خانواده بر عهده شوهر است.

نويسنده در ادامه اين فصل، به بررسي مباني فقهي رياست شوهر و بازشناسي آيات مربوط به آن مي‏پردازد. آن گاه با نقل هجده روايت، بحث رياست شوهر را پي مي‏گيرد. در اين ميان، برخي از موضوعات فرعي تر، مانند مسكن، اشتغال زن، خروج زن از خانه و تحصيل او بررسي شده است.

در فصل دوم، با عنوان «مباني جامعه شناختي رياست مرد در خانواده»، ويژگي‏هاي نقش شوهر در خانواده، مطرح و بررسي شده است و به برخي از مشكلات و چالش‏هاي فرا روي نقش شوهر، تحت عناويني، مانند تفسير پذيري نقش، تناقض درون نقش، تناقض در هنجارهاي نقش‏هاي مختلف، ابهام نقش، تناقض نقش، گرانباري نقش، ناهماهنگي نقش و پايگاه اجتماعي و ويژگي‏هاي پايگاه اجتماعي پرداخته شده است.

در پايان، ديدگاه‏هاي مختلف درباره وظايف شوهر و قلمرو رياست شوهر، مقايسه شده‏اند.

در فصل سوم، نخست گزارش جامعه آماري درباره رياست شوهر، ارائه شده، آن گاه، ارزيابي شده است.

از جمله نكات مثبت اين تحقيق، رويكرد جامعه شناختي به دو مسأله تمكين و رياست شوهر است كه خود، افق‏هاي روشني را به پژوهش گران نويد مي‏دهد؛ ولي آن چه در ارزيابي موفقيت اين پژوهش بايد در نظر گرفته شود، رسيدن به اهداف اين پژوهش است؛ مثلاً هدف اول ـ چنان كه چندين بار بر آن تأكيد شده است ـ

به دست آوردن ديدگاه قانون مدني و شرع مقدس درباره تمكين زن و رياست شوهر است. در اين باره، نكته اساسي، كه جاي مطرح شدن دارد، بررسي ناكافي آثار فقهي و حقوقي است. در بحث فقهي، مؤلف به دو كتاب الحدائق الناضره و جواهر الكلام از قدما و فتاواي امام خميني(ره) و آيت الله خويي(ره) اكتفا مي‏كند و در بخش حقوقي، متأسفانه حتي به يك كتاب حقوقي نيز ارجاع نشده است.

در بخش تفسير نيز تنها به بررسي دو تفسير البيان شيخ طوسي و الميزان علامه طباطبايي اكتفا شده است. به هر رو، به نظر مي‏رسد كه براي به دست آوردن ديدگاه شرع و قانون مدني، اين اندازه از تحقيق و تتبع، كافي نيست.

اين نكته، هنگامي اهميت مي‏يابد كه به ديدگاه‏هاي مختلف انديشمندان مسلمان، درباره تمكين و رياست شوهر توجه كنيم. عدم بررسي اقوال و كتاب‏هاي تخصصي در اين باره، باعث لغزش‏هايي از سوي مؤلف شده است؛ مثلاً در صفحه 55 در ضمن بيان وظايف الزامي شوهر، آمده است: «شوهر بايد هر چهار شب يك مرتبه، با زن همبستر شود». اين در حالي است كه لزوم بيتوته، از وظايف شوهر در فرض تعدد همسران است و در فرض تك همسري، از وظايف الزامي او محسوب نمي شود. و سرانجام، اين كه استفاده از واژه «بانو» و «بانويي» به جاي «زوجه» و «زوجيت» چندان موجه به نظر نمي رسد.
 

  • : نشریه حورا.شماره 2