خانواده(Family) ـ قسمت اول

شناسه مقاله : 16377

تعداد بازدید : 2270

  • : عبدالرسول هاجري

خانواده(Family) ـ قسمت اول

پيش تر از اين، گروهي از محققان علوم اجتماعي،[1] kingsley Davisخانواده را به «گروهي از افراد كه روابط آنان با يكديگر بر اساس هم خوني شكل مي‏گيرد و نسبت به هم خويشاوند محسوب مي‏شوند»؛ تعريف كرده بودند. گروهي ديگر از جامعه شناسان،[2] E.W.Burgess ـ H. J. Lockeبراي تعميم خانواده، به گونه‏اي كه افزون بر روابط هم خوني، مواردي هم چون فرزند پذيري و پذيرش‏هاي اجتماعي و قراردادي را نيز در برگيرد، خانواده را اين گونه تعريف كردند: «گروهي است متشكل از افرادي كه از طريق پيوند زناشويي، هم خوني يا پذيرش، با يكديگر به عنوان شوهر، زن، مادر، پدر، برادر، خواهر و فرزند در ارتباط متقابلند و فرهنگ مشتركي پديد آورده و در واحد خاصي زندگي مي‏كنند».[3] باقر ساروخاني، دائره المعارف علوم اجتماعي، تهران، انتشارات كيهان، 1375ديگر صاحب نظران نيز در حوزه‏هاي مختلف علوم انساني، تعاريف و تعابير مشابهي در تعريف خانواده به كار برده‏اند،[4] براي نمونه، به دو تعريف ديگر اشاره مي‏شود:
ـ خانواده تركيبي از افرادي است كه از راه خون، زناشويي، و يا فرزند پذيري، با يكديگر ارتباط مي‏يابند و طي يك دوره زماني نامشخص، با هم زندگي مي‏كنند(Bruce cohen).
ـ خانواده پيوندي است كه با نهاد ازدواج، يعني صورتي از روابط جنسي، كه به تصويب جامعه رسيده، مرتبط است(R.H.lowie).
ـ خانواده گروهي اجتماعي است كه بزرگ سالان آن(مذكر و مؤنث) از نظر جنسي، با هم زندگي مي‏كنند و از نظر اقتصادي، همكاري دارند و داراي يك بچه يا بيش تر هستند.(George Murdock).
(براي آگاهي بيش تر، ر.ك: بروس كوئن، درآمدي به جامعه شناسي، ترجمه محسن ثلاثي، تهران، توتيا، 1377. باقر ساروخاني، دائره المعارف علوم اجتماعي، استفان مور، ديباچه‏اي بر جامعه شناسي، ترجمه مرتضي ثاقب فر، تهران، ققنوس، 1376)كه قدر مشترك اين گونه تعاريف را مي‏توان در سه محور خلاصه كرد:

1. خانواده بر مبناي ازدواج بين دو جنس مخالف شكل مي‏گيرد.

2. روابط نسبي(قرار دادي يا واقعي) يا سببي بين اعضاي آن وجود دارد.

3. افزون بر كاركردهاي زيستي(توليد مثل)، كاركرد‏هاي آموزشي، تربيتي و اقتصادي نيز براي آن متصور است.

با اين حال، نگاهي گذرا به سير تطورات خانواده، نشان مي‏دهد كه اين نهاد كهن، در عمر طولاني خود ـ به ويژه در دوران معاصرـ دست خوش چنان تغييراتي شده است كه مشكل بتوان تعريفي جامع از آن ارائه داد. از اين ديدگاه، تصور قالبي ما از خانواده، كه از يك شوهر، همسر و فرزندانشان تركيب مي‏شود، با توجه به ساختار خانواده در سراسر تاريخ بشر، تصور چندان درستي نيست.[5] درآمدي به جامعه شناسي، ص 127بر اين اساس، تعريف خانواده، امري سهل و ممتنع است. سهل است به علت تصور قالبي كه از خانواده، حتي در ذهن خواص وجود دارد و آن را تركيبي از شوهر، همسر و فرزندان مي‏پندارد؛ و ممتنع است به سبب گونه‏هاي بي‏شمار و متفاوتي كه قدر مشترك آن ها، تنها اطلاق نام «خانواده» است و جز آن، قدر مشترك ديگري ندارند. به همين دليل، مارتين سگالن معتقد است كه جامعه شناسي معاصر ناگزير است كه در تعريف خانواده، تا حدودي محتاطانه وارد عمل شود؛ زيرا «خانواده» واژه‏اي با معاني متعدد است و از يك چارچوب مفهومي، كه قادر به تعريف حيطه گسترده پديده‏هاي خانوادگي باشد، محروم است.[6] مارتين سگالن، جامعه شناسي تاريخي خانواده، ترجمه حميد الياسي، تهران، ‌ نشر مركز، 1370در واقع، جامعه شناسان معاصر از ارائه يك تعريف كلي درباره خانواده پرهيز مي‏كنند؛[7] ديباچه‏اي بر جامعه شناسي، ص 32زيرا ارائه تعريفي جامع كه همه مصاديق خانواده را ـ از خانواده سنتي گرفته تا مواردي كه در عصر جديد، نام خانواده گرفته‏اند، مانند روابط زناشويي خارج از چارچوب رسمي، زندگي‏هاي مشترك هم جنس بازان، خانواده‏هاي تك والديني ـ در برگيرد، ممكن نمي دانند. از اين رو، مناسب تر آن است كه براي آشنايي بيش تر با مفهوم خانواده، به جاي ارائه تعريفي جامع، به بررسي گونه‏هاي مختلف خانواده و تعاريف آن‏ها بسنده كنيم.[8] در همين باره، سگالن مي‏نويسد: «به جاي اين كه در قالب واژگاني دقيق، هميشه از خانواده سخن بگويم، اصطلاحاتي را به كار خواهم گرفت كه به نظر مي‏رسند اين نهاد را در جنبه خاصي كه مورد بررسي است، به روشن ترين وجهي تعريف مي‏كنند و به همين منظور، از اصطلاحاتي چون خانواده تك هسته‏اي، گروه خانگي و روابط خويشاوندي استفاده خواهم كرد».(جامعه شناسي تاريخي خانواده، ص 19)اين بررسي، در دو مقطع زماني(پيش از انقلاب صنعتي و پس از آن) صورت مي‏گيرد:

خانواده و گونه‏هاي آن پيش از انقلاب صنعتي

خانواده در دوران پيش از انقلاب صنعتي، از چند ويژگي و مؤلفه اصلي تشكيل شده است.مهم ترين مؤلفه‏ها و ويژگي‏هاي خانواده در اين دوران را ـ كه بعد‏ها در دوران صنعتي با چالش روبه رو شدـ مي‏توان در اين محورها خلاصه كرد:

ـ پيمان زناشويي رسمي و مورد پذيرش جامعه، ميان يك زن و مرد.

ـ روابط جنسي و زيستي(توليد مثل) ميان زن و شوهر.

ـ تشكيل روابط و مناسبات نسبي(واقعي يا قراردادي)، سببي و خويشاوندي.

ـ كاركردهاي فرازيستي(مانند كاركردهاي آموزشي و تربيتي، اقتصادي، رواني و عاطفي).

مطرح ترين اشكال خانواده در دوران پيش از انقلاب صنعتي، كه عناصر و مؤلفه‏هاي ياد شده، در آن‏ها به چشم مي‏خورد، به شرح ذيل است:

1. خانواده هسته‏اي و گسترده(Extended , Nuclear Family)

ويليام جي گود خانواده هسته‏اي را به «واحدي بنيادي كه از يك زن و شوهر و فرزندان تشكيل شده است»، معنا كرده است.[9] ويليام جي گود، خانواده و جامعه، ترجمه ويدا ناصحي، تهران، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1352.(گفتني است كه بروس كوئن در كتاب درآمدي به جامعه شناسي و استفان مور در ديباچه‏اي بر جامعه شناسي تعريفي مشابه ارائه داده اند)گرهارد لنسكي در كتاب جامعه‏هاي انساني، پا را اندكي فراتر گذاشته و در تعريف خانواده هسته‏اي مي‏گويد: «معمولاً تشكيل شده است از يك مرد، زن يا زنان او و فرزندان مجرد آنان».[10] پاتريك نولان، گرهاردلنسكي، جامعه‏هاي انساني، ترجمه ناصر موفقيان، تهران، نشر ني، 1380اما در اين ميان، شايد كامل ترين تعريف را آنتوني گيدنز ارائه داده باشد. در تعريف او، خانواده هسته‏اي، «خانواده‏اي است كه در آن، يك زوج متأهل(يا يكي از والدين) با فرزندان خود يا كودكاني كه به فرزندي پذيرفته، زندگي مي‏كنند».[11] آنتوني گيدنز، جامعه شناسي، ترجمه منوچهر صبوري، تهران، نشر ني، 1376
جامعه شناسان، خانواده هسته‏اي را كهن ترين و در عين حال، شايع ترين نوع خانواده مي‏دانند. از همين جا مي‏توان تعريف خانواده گسترده[12] Extended Familyرا حدس زد: «خانواده‏اي كه در خود، سه نسل يا بيش تر را، كه با يكديگر رابطه نسبي دارند، جاي مي‏دهد». بر اين اساس، يك خانواده گسترده مي‏تواند شامل جد، جده، زن و شوهر و احتمالاً فرزندان مزدوج آنان باشد.[13] دائره المعارف علوم اجتماعي، ص 274 «گود» از زاويه‏اي ديگر(پايين به بالا) خانواده گسترده را به نظامي تعريف كرده است كه مانند خانواده چيني، از يك زن و شوهر با خانواده‏ها و پسران متأهل و پسران و دختران مجرد و سرانجام نوه‏ها و نتيجه‏ها تشكيل شده است.[14] خانواده و جامعه، ص 131اين نوع خانواده، كه بيش تر در جوامع غربي و آفريقايي به چشم مي‏خورد، در مقايسه با خانواده هسته‏اي، از امتيازاتي چند سود مي‏برد:

الف) در خانواده گسترده، اعضاي خانواده مي‏توانند در مواقع نياز، از اشخاص متعددي كمك بگيرند؛ مثلاً سالخوردگان، بيماران، معلولان و بي‏پناهان، در خانواده گسترده، كمتر از خانواده زن و شوهري سر بارند؛ زيرا هزينه آنان بر دوش يك يا دو نفر نيست. در نتيجه، هر فرد، زير بار زحمت و مسؤوليت كم تري قرار مي‏گيرد.

ب) خانواده گسترده، در مجموع، پايدارتر از خانواده زن و شوهري است. اعضا در اين نوع خانواده، مي‏آيند و مي‏روند؛ ولي واحد اصلي، مسؤوليت جمعي خود را حفظ مي‏كند، در حالي كه مرگ مادر يا پدر(زن و شوهر) دريك خانواده هسته‏اي، باعث جدايي و يا از هم پاشيدگي خانواده مي‏شود.

ج) خانواده گسترده، بيش از خانواده كوچك زن و شوهري، قدرت سياسي دارد. رئيس خانواده‏اي كه بتواند عده بسياري را به دور خود گرد آورد، بيش از رئيس يك واحد كوچك، احترام و قدرت دارد.[15] خانواده و جامعه، ص 145
د) كاركردهاي عاطفي و رواني خانواده گسترده، به ويژه در بحران‏ها و لحظات سخت زندگي، به مراتب بيش تر از خانواده هسته‏اي است. اعضاي خانواده گسترده، در شادي‏هاي هم شريكند و احساس همراهي، از شدت غم و اندوه‏هاي آنان مي‏كاهد.

2. خانواده تك همسري و چند همسري(Monogamy , Polygamy)

تك همسري به پيوند زناشويي يك زن و يك مرد گفته مي‏شود. از ميان گونه‏هايي كه مي‏توان براي خانواده هسته‏اي برشمرد، خانواده تك همسري، رايج ترين صورت زناشويي در بيش تر كشورهاي جهان است.[16] درآمدي به جامعه شناسي، ص 126در جوامع مسيحي غرب، ازدواج و خانواده، با تك همسري پيوستگي دارد. به بيان ديگر، يگانه شكل مشروع ازدواج و خانواده در جهان غرب، تك همسري است.[17] ديباچه‏اي بر جامعه شناسي، ص 33.؛ جامعه شناسي گيدنز، ص 415چند همسري به ازدواج يك مرد يا يك زن با بيش از يك جنس مخالف، در زماني واحد اطلاق مي‏شود. دو نوع چند همسري وجود دارد: چند زني[18] Polygynyكه به ازدواج يك مرد با بيش از يك زن در زمان واحد گفته مي‏شود. اين نوع از چند همسري، در مقايسه با معادل خود(چند شوهري) بسيار رايج تر است. چند شوهري[19] Polyandryنوعي كم ياب از چند همسري است كه به وصلت يك زن، در زمان واحد، با شوهرهاي متعدد گفته مي‏شود. اين گونه زناشويي، امروزه در تبت و توداهاي[20] Todaجنوب هند به چشم مي‏خورد. چند شوهري وضعيتي را ايجاب مي‏كند كه در چند زني وجود ندارد. پدر خوني كودك معمولاٌ معلوم نيست. اين كه چه كسي پدر كودك دانسته مي‏شود، در «توداها» به وسيله مراسمي تعيين مي‏شود كه طي آن، يكي از شوهران يك تير و كمان اسباب بازي به زن باردار هديه مي‏كند. اگر شوهران ديگر بعداً بخواهند پدر شوند، اين مراسم در دوران بارداري‏هاي بعدي دوباره اجرا مي‏شود. به نظر مي‏رسد كه چند شوهري، تنها در جوامعي وجود دارد كه در فقر شديد به سر مي‏برند و در آن‏ها كشتن دختران رواج دارد.[21] جامعه شناسي گيدنز، ص 416
3. خانواده مادر مكان، پدر مكان و نو مكان(Matrilocal , Patrilocal , neolocal)

در اثر ازدواج، يكي از دو خانواده، عضوي را از دست مي‏دهد و ديگري آن را به دست مي‏آورد. اگر زن به محل زندگي خانواده شوهر برود، خانواده را پدرمكان[22] Patrilocalو اگر شوهر به محل زندگي خانواده زن برود، خانواده را مادرمكان[23] Matrilocalگويند، اما اگر هر دو به محل تازه‏اي براي زندگي جديد نقل مكان كنند، خانواده را نو مكان مي‏نامند. پيش از انقلاب صنعتي، خانواده پدر مكان از فراواني بيش تري داشت؛ اما پس از آن، معادله به نفع خانواده‏هاي نو مكان تغيير مي‏كند.

4. خانواده زيستي و خانواده راهياني(Biological Family , Family of orientation)

خانواده زيستي، خانواده‏اي است كه پدر و مادر، تنها نقش زيستي و توليد مثل دارند. با تكامل فرهنگ ملل و جوامع بشري، نقش‏هاي والدين نيز تعدد و تنوع يافت. رابطه پدر و فرزند، ديگر تنها رابطه زيستي نبود. پدر و مادر، مسؤول اجتماعي شدن كودك خويش نيز شدند و مسؤوليت راهبري او، اجتماعي شدن، فرهنگ آموزي و حتي آموزش حرفه را نيز بر عهده گرفتند.[24] دائره المعارف علوم اجتماعي، ص 275اگر چه در جوامع صنعتي، بسياري از اين گونه‏ها به حيات خود ادامه داد، اما ظهور و بروز رقباي جديد، ماهيت و كاركردهاي خانواده را شديداٌ به چالش طلبيد و تغييرات و تحولات عميق و در عين حال، پيش بيني نشده‏اي را بر جوامع انساني تحميل كرد كه در شماره آينده، به بررسي آن‏ها خواهيم پرداخت.
 

  • : نشریه حورا.شماره 1