زنان راوى امام حسين عليه‏السلام

شناسه مقاله : 16337

تعداد بازدید : 469

  • : نهله غروى نائينى

زنان راوى امام حسين عليه‏السلام

زنان شيعه براى فراگيرى و آموزش تعاليم معصومان عليهم‏السلام در طول تاريخ مسلمانان، همّت گماشته، معارف و دانش‏هاى بسيارى از آن بزرگواران فراگرفته و به نسل‏هاى بعد منتقل كرده‏اند و بدين‏وسيله، از راويان چهارده معصوم عليهم‏السلام به شمار آمده‏اند و مطالب ارزشمندى به ديگران آموزش داده‏اند.3

مقدّمه

امام حسين عليه‏السلام پس از شهادت برادر بزرگوارش امام حسن عليه‏السلام در سال 49 ه ، رهبرى و امامت مسلمانان را بر اساس امر الهى و نصّ رسول اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله عهده‏دار شد و اين مصادف بود با خلافت سراسرى معاوية بن ابى سفيان، خليفه اموى. امام عليه‏السلام در زمان وى ساكت نبود، بلكه او را تخطئه و توبيخ مى‏نمود و نامه‏هاى عتاب‏آميزى در سرزنش قتل حجر بن عدى و اصحاب ديگر اميرالمؤمنين عليه‏السلام و نامه‏هايى هشداردهنده درباره فرزندش يزيد براى او ارسال مى‏داشت.(2) پس از فوت معاويه و به خلافت رسيدن يزيد، در سال 60 هجرى انحراف دستگاه خلافت و امّت به قدرى شديد شد كه با سخنرانى و موعظه و كتاب و خطبه، علاج‏پذير نبود. مردم چنان در جهل و كورى فرورفته بودند كه هدايت آن‏ها با اين ابزار كارساز نبود. و هنگامى كه حاكم مدينه به امر خليفه، مأمور گرفتن بيعت از حسين بن على عليه‏السلام براى يزيد بن معاويه شد و امام را تحت فشار قرار داد، آن حضرت براى رهايى از شرايط موجود در مدينه، با خانواده و خويشان خود در 29 رجب سال 60 ه همچنان‏كه خود فرمود «براى امر به معروف و نهى از منكر مى‏روم»، از مدينه رهسپار مكّه گرديد(3) و در سوم شعبان وارد اين شهر شد. اما در هشتم ذى‏حجّه، براى اعلان قيام و مخالفت عليه بيعت به زور و جابرانه يزيد، به ظاهر براى لبّيك گفتن به دعوت مردم كوفه، راهى سرزمين عراق گرديد؛ زيرا در خطبه‏اى كه در مكّه ايراد نمود، چنين ابراز داشت: «فرزند آدم چاره‏اى از مرگ ندارد و بايد بميرد. پس اصلاح فسادهاى اجتماعى و دينى در اين زمان، جز از طريق مرگ و شهادت ميسّر نيست ... حق تعالى برايم شهادتگاهى برگزيده است كه به سوى آن مى‏روم ...»(4) در اين سفر پرمخاطره و پرمشقّت، خواهران، برخى از همسران و دختران و خانواده و بستگان حضرت همسفر آن امام همام بودند كه همه، سختى‏ها و رنج‏ها را براى رضاى الهى و همراهى با امام زمان خويش تحمّل كردند.
در اين مجال، به شرح حالى از بانوانى كه راوى امام حسين عليه‏السلام بوده‏اند و حديثى از آن حضرت نقل نموده يا از احوال يا كردار آن بزرگوار گزارش كرده‏اند، مى‏پردازيم. قابل ذكر آنكه «حديث» و «سنّت» در اصطلاح محدّثان، مترادف و به معناى گزارش از قول و فعل و تقرير معصوم عليه‏السلام است.

1. اُمّ أسلم رحمه‏الله (صاحِبة الحَصاة)

امّ اسلم، كه به كنيه‏اش معروف است، يكى از سه زنى است كه به «صاحبة الحصاة» (دارنده سنگ‏ريزه‏ها) مشهور مى‏باشد و جز حديثى كه كلينى درباره‏اش نقل كرده،(5) از شرح حال و تاريخ وفات او اطلاعى در دست نيست.
كلينى مى‏نويسد: روزى امّ اسلم در منزل امّ سلمه خدمت رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله رسيد و گفت: پدر و مادرم فدايتان، اى رسول خدا! من كتاب‏ها خوانده‏ام و مى‏دانم كه هر پيامبرى وصى‏اى دارد (كه كارهاى او را پس از فوتش به عهده مى‏گيرد.) حضرت موسى عليه‏السلام در زمان حيات خود و پس از آن وصى داشت. حضرت عيسى عليه‏السلام نيز وصى داشت. پس وصىّ شما كيست؟ حضرت صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرمود: اى امّ اسلم، وصى من در حيات و مماتم يك نفر است. اى امّ اسلم هر كه اين كار را مانند من انجام دهد، وصىّ من است. سپس سنگ‏ريزه‏اى از زمين برداشت و آن را با انگشتانش خُرد و نرم كرد و با انگشترش بر آن مُهر زد. پس فرمود: هر كه چنين كند، او وصىّ من در حيات و مماتم باشد.
امّ اسلم مى‏گويد: از نزد آن حضرت صلى‏الله‏عليه‏و‏آله بيرون آمدم و نزد اميرالمؤمنين عليه‏السلام رفتم و گفتم: پدر و مادرم فدايت! شما وصىّ رسول خدا هستيد؟ آن حضرت عليه‏السلام فرمود: آرى، اى امّ اسلم. سپس سنگ‏ريزه‏اى از زمين برداشت و آن را خرد و نرم كرد و با انگشترش بر آن مهر زد، سپس فرمود: اى امّ اسلم، هر كه چنين عملى مانند من انجام دهد، او وصىّ من است. امّ اسلم گويد: پس نزد حسن عليه‏السلام ، كه پسر بچه‏اى بود، رفتم و به او گفتم: اى سرور من، شما وصىّ پدرتان هستيد؟ فرمود: بله، اى امّ اسلم. پس سنگ‏ريزه‏اى برداشت و همان كار را انجام داد كه آن دو (پيامبر و حضرت على عليهماالسلام ) انجام داده بودند. از نزد او بيرون رفتم و خدمت حسين عليه‏السلام رسيدم، در حالى كه بچه كم سنّى مى‏نمود. به او گفتم: پدر و مادرم فدايت! تو وصىّ برادرت هستى؟ فرمود: آرى، امّ اسلم. سنگ‏ريزه‏ها را به من بده؛ او نيز همان كرد كه آن‏ها كردند.
امّ اسلم عمرى طولانى كرد تا پس از قتل امام حسين عليه‏السلام هنگامى كه على بن الحسين عليه‏السلام بازمى‏گشت، خ

  • : پايگاه تخصصي حجاب