منزلت زن در اسلام

شناسه مقاله : 16336

تعداد بازدید : 569

  • : استاد ايوب حائري


زن در اسلام از چه منزلت و حقوقي برخوردار است؟
مي توان گفت عبارت “زن در اسلام” از نظر مفهوم با عبارت “زن در قرآن” تفاوتي ندارد زيرا هر دو عبارت فوق ، بيانگر منزلت زن و حقوق او و تفاوتهاي او با مرد در نظر قرآن كريم و سنت پيامبر اعظم(ص) مي باشند. اما پيش از آغاز بحث بهتر است نظري به وضعيت زن در قبل از اسلام بيندازيم :
پيش از اسلام و در عصر تمدن يونان ، مصر ، روم و ايران ، ستمهاي گوناگون بر زنان روا داشته مي شد تا اينكه با گذشت زمان و با ظهور اديان آسماني “زن” به عنوان “انسان” به رسميت شناخته شد. زنان به مشاركت در شئون زندگي مي پرداختند ولي همچنان شخصيت اجتماعي و حقوقي شان مورد انكار بود و در يك كلمه زن به طور مطلق تحت سلطه مرد بود. (1)
در يونان باستان: زنان را همچون اجناس و كالاهاي تجاري در بازارها به فروش مي گذاشتند و پس از مرگ شوهر براي زنش حق حيات هم قايل نبودند. (2)
در روم: پدر حق داشت دخترش را بفروشد بلكه در هنگام لزوم مي توانست او را بكشد. البته اين حق پدرانه! پس از ازدواج دختر به شوهر واگذار مي شد زيرا قانونا اكنون اين شوهر بود كه مالك زن به شمار مي آمد.
در هند: اگر مردي از دنيا مي رفت زنش را نيز با جسدش مي سوزاندند حتي اگر زن زنده بود. هدف از اين كار آن بود كه روح شوهر دچار تنهايي و عزلت نشود (3)
در جزيره العرب: برخي از مردم ، دختران را از بيم اينكه بعدا در جنگ به دست دشمن اسير شوند و براي دشمنان فرزند بزايند بلافاصله پس از تولد زنده به گور مي كردند.(4) برخي نيز از ترس فقر و تنگدستي دختران خود را مي كشتند.(5) زنان بهره اي از ارث نداشتند زيرا در جنگ مشاركت مستقيم نداشتند(6) بلكه مردان زنان را به عنوان اموال باقيمانده از متوفي به ارث مي بردند.(7) همچنين برخي زنان را به فحشا وادار مي كردند تا از اين طريق درآمدي برايشان كسب كنند.(8)
اما اسلام آمد تا همه اين رسوم ظالمانه و عادات وحشيانه را در جزيره العرب از بين ببرد بلكه حركت ضربتي و انقلابي خود در راستاي آزادي زن از بردگي را به همه جهان صادر كرد.
آري قبل از اسلام ، زنان در جزيره العرب مورد انواع ستمها و از همه حقوق خود محروم بودند.
در زماني كه در فرهنگ اروپا و ساير جاها زن را حيواني زبان بسته يا شيطاني شرور به شمار مي آوردند و به هيچ وجه او را به عنوان انسان نمي پذيرفتند اسلام اعلام كرد كه هر يك از زن و مرد مكمل ديگري هستند و گويي كه هر دو از يك تن آفريده شده اند:” اي مردم از خداوند خويش كه شما را از يك تن آفريد و همسرش را نيز از(جنس) خودش آفريد و از طريق آن دو مردان و زناني بسيار (در زمين) پراكنده كرد پروا كنيد...”(9)
در روزگاري كه برخي از بشر معتقد بودند زن حق ندارد از دين پيروي كند تا آنجا كه برخي خواندن كتاب مقدس را بر زنان حرام مي دانستند(10) اسلام اعلام كرد كه زنان نيز همچون مردان از پاداش اعمال نيكوي خود بهره مند هستند : “كسي كه چيزي از اعمال نيكو انجام دهد خواه مرد باشد يا زن در حالي كه ايمان داشته باشد ، چنان كساني به بهشت وارد مي شوند و كمترين ستمي به آنان نخواهد شد”(11)
همچنين در ماجراي مباهله ، خداوند هم زن مسيحي و هم زن مسلمان را براي شركت در مباهله فراخواند كه پيامبر اعظم(ص()از ميان زنان مسلمان) فاطمه زهرا(س) را براي اين امر فراخواند.(12)
در زماني كه بعضي از مردان با زناني ثروتمند كه بهره اي از زيبايي و جواني نداشتند به خاطر اموالشان ازدواج مي كردند و پس از ازدواج آنان را بدون طلاق رها مي كردند و در انتظار مرگشان مي نشستند تا اموالشان را به ارث ببرند اسلام اين كار را حرام اعلام كرد :” براي شما ( مردان) روا نيست كه از زنان به گونه اي كه خود راضي نيستند ارث ببريد” (13)
هنگامي كه كه مردان زنان خود را تحت شكنجه قرار مي دادند تا از مهريه خود بگذرند و جان خود را آزاد كنند خداوند فرمود:” زنان را تحت فشار نگذاريد تا بخشي از مهريه شان را به تملك خود درآوريد مگر آنكه فاحشه اي آشكارا از آنان سر زده باشد”(14)
نيز وقتي مردي مي خواست همسري جديد برگزيند و براي اين منظور به زن نخست خود تهمت فحشا مي زد و بدين وسيله او را تحت فشار مي گذاشت تا از مهريه گذشت كند خداوند فرمود:” اگر تصميم گرفتيد همسر ديگري به جاي همسر خود برگزينيد و مال فراواني(به عنوان مهر) به او پرداخته ايد چيزي از آن را پس نگيريد. آيا براي باز پس گرفتن مهريه از زنان به تهمت و گناه آشكار متوسل مي شويد؟!”(15)
در هنگامي كه زن همچون كالابه خريد و فروش گذاشته مي شد و مهريه او هم از آن ولي او شمرده مي شد قرآن كريم اين رفتار تحقير آميز را غير قانوني اعلام كرد و اعلام نمودمهريه نماد عشق و حق شناسي و صداقت مرد به زن است و هرگز قيمت زن نيست: “و آتوا النساء صدقاتهن نحله “( و مهر زنان را به عنوان هديه ( بلاعوض ) به آنان بپردازيد()16)
همچنين خداوند دستور داد مهريه به طور كامل به زن پرداخت شود و اين پرداخت را “ نحله “ يعني هديه اي از روي خشنودي قلبي نام نهاد همان گونه كه ( در زبان عربي ) هديه يا عسل كه به كسي بخشيده شود نحله خوانده مي شود(17)
و در عصري كه نزد ملتهاي مختلف حق مالكيت براي زن به رسميت شناخته نمي شد اسلام استقلال اقتصادي زنان را مطرح كرد و زنان را مالك قانوني اموالي كه كسب مي كنند دانست آنجا كه مي فرمايد: “ مردان از آنچه به دست مي آورند نصيبي دارند و زنان نيز نصيبي از آنچه به دست مي آورند دارند.”(18) اين در حالي است كه در انگلستان تا سال 1850 ميلادي و در آلمان تا سال 1900 ميلادي و در ايتاليا تا سال 1919 ميلادي زنان قانونا فاقد هرگونه حق مالكيت بودند(19)
در زماني كه ملتها زنان را خوار مي شمرند و آنان را شايسته مشاركت با مردان در فعاليتهاي اجتماعي نمي دانند اسلام وارد ميدان مي شود و حق مشاركت در فعاليتهاي اجتماعي را براي زنان مورد تاكيد قرار مي دهد. به عنوان مثال در مسئله امر به معروف و نهي از منكر ، زنان را نيز همچون مردان مورد خطاب قرار مي دهد و مي فرمايد :”مردان و زنان مومن ولي و ياور يكديگرند : امر به معروف و نهي از منكر مي كنند ....”(20)
ودر عصري كه ملل جهان به كلي از اعتراف به حقوق زن سرباز مي زدند قرآن كريم فرمود :” و براي زنان همانند وظايفي كه بر دوش آنهاست حقوق شايسته اي قرار داده شده است”(21) بنابراين همان اندازه كه در جامعه وظيفه دارند به همان اندازه داراي حق مشاركت در امور جامعه هستند.
ودر روزگاري كه زن هيچ گونه حق اظهار نظر نداشت اسلام در مسئله راي دادن (بيعت) بين زن و مرد تساوي قايل شد.پيامبر اعظم(ص) بيعت زنان را بر اساس فرمان قرآن پذيرفت آنجا كه خداوند مي فرمايد : “ با زنان بيعت كن و براي آنان بخشايش طلب كن زيرا خداوند بخشايشگر مهربان است”(22)
همچنين در مقابل انديشه احمقانه ملتهايي كه معتقد بودند زن تنها براي خدمتگزاري مرد آفريده شده خداوند فرمود : “ آنان(زنان) لباس شما(مردان) هستند وشما نيز لباس آنان هستيد “(23) يعني هريك از زن و مرد به ديگري نيازمند هستند و رابطه خدمتگزاري دوطرفه است نه يكطرفه.
در مقابل انواع تحقيرها و رفتارهاي زشت كه در مورد زنان روا داشته شده قرآن كريم فرمود : “با زنان به گونه شايسته رفتار كنيد”(24) و پيامبر اعظم(ص) فرمود :” بهترين شما كساني هستند كه با زنان و دختران خود رفتار بهتري دارند”(25) و نيز فرمود :همانا زن لعبتي ظريف و زيباست پس هركس زن مي گيرد بايد (ظرافتها و زيبايي هاي ) او را ضايع نسازد.(26) و نيز فرمود : “ كسي كه زنان را گرامي مي دارد بي شك انساني بزرگوار و شايسته احترام است و هر كس زنان را خوار مي دارد بي ترديد شخصي پست و حقير است.”(27)
همچنين پيامبر اعظم(ص) در آخرين حج خود كه حجه الوداع نام گرفت خطاب به عموم مسلمين فرمودند : “ اي مردم! شما بر زنانتان حقي داريد و آنان نيز بر شما حقي دارند. درباره زنان بسيار رعايت كنيد زيرا آنان در دست شما همچون اسيرند و شما هنگامي كه آنان را به همسري گرفتيد در پيشگاه خداوند تعهد سپرده ايد.”(28)
در رفتار پيامبر اعظم(ص) نيز شاهد احترام به زنان هستيم چه در مورد همسرانشان و چه درباره دختران و پسران كه فرقي ميان دختر و پسر نمي گذاشتند و حتي قبل از بعثت و نزول قرآن كريم نيز همين شيوه را داشتند. رفتار همراه با عشق و احترام ايشان نسبت به خديجه(س) يك نمونه قابل توجه است. ايشان فرزندان خود چه دختر و چه پسر را مورد احترام قرار مي داد(29) و هيچگاه متهم به تفاوت گذاشتن ميان فرزندان نشد جز اينكه در مورد فاطمه زهرا(س) به دلايلي - كه اكنون جاي طرح آنها نيست - توجه ويژه اي اظهار مي كردند.

پي نوشتها

1 -ر.ك.حقوق المراه في الاسلام و اوروبا :27 ط 1978
2 - ر.ك. همان منبع
3 - ر.ك. روح الدين الاسلامي ، عفيف عبدالفتاح طباره:345
4 - سوره نحل آيه 58 و 59
5 - سوره اسرا آيه 31
6 -سوره نسا آيه . 7 شايان توجه است كه چون بخش مهمي از درآمد از طريق غارت و جنگ حاصل مي شد بنابراين با اين استدلال كه زن در جنگ شركت ندارد پس در كسب اموال سهم ندارد پس از ارث نيز محروم است.(مترجم)
7 - سوره نسا آيه 19
8 - سوره نور آيه 33
9 -سوره نساء آيه اول
10 - ر.ك. روح الدين الاسلامي:346
11 - سوره نسا آيه 124
12 - ر.ك. سوره آل عمران آيه 61
13 - سوره نساء آيه 19
14 - سوره نساء آيه 19
15 - سوره نسا آيه 20
16 - سوره نساء آيه 4
17 - چون كلمه“نحله” با نحل به معناي زنبور عسل از يك ريشه هستند شايد بتوان رابطه اي بين مهريه با عسل تصور كرد
در لسان العرب ذيل ريشه “نحل” از قول كتاب تهذيب اللغه آمده است: در جاهليت مهريه زنان را به آنها نمي دادند لذا خداوند فرمود: و مهر زنان را به عنوان” نحله” به آنان بپردازيد يعني به عنوان هبه و هديه اي كه از جانب خداوند براي زنان بر عهده ي مردان مقرر شده است، در جاهليت وقتي كسي مي خواست دخترش را شوهر بدهد براي خودش (نه براي دختر) مبلغي مقرر مي كرد ... تا اينكه خداوند مهريه را براي زنان مقرر كرد و رسوم جاهليت را باطل فرمود. ( مترجم)
18 -سوره نساء آيه 32
19 - روح الدين الاسلامي : 345
20 -سوره توبه آيه 71
21-سوره بقره آيه 228
22- سوره ممتحنه آيه 12
23- سوره بقره آيه 187
24- سوره نساء آيه 19
25- مستدرك الوسائل 255 : 14
26- فروع الكافي 510 :5
27- وسائل الشيعه13 : 14
28- ا بن هشام ، السيره النبويه : 251 ط الحلبي
29- طبق برخي روايات ايشان چند پسر و چند دختر داشته اند اما طبق روايات ديگر پيامبر اعظم(ص) هيچ دختري جز فاطمه(س) نداشتند و سه دختر ديگر كه به عنوان فرزند ايشان ذكر شده اند در واقع “دختر خوانده” ايشان هستند. آنچه مسلم است نسل پيامبر اعظم(ص) تنها از طريق فاطمه(س) ادامه پيدا كرده است. در مورد دختر خوانده ها يا دختران ديگر پيامبر(ص) علامه سيد جعفر مرتضي عاملي كتابي تاليف كرده اند تحت عنوان :” بنات النبي(ص) ام ربائبه” ( مترجم )