رویکردهای موجود در مورد نقش زنان در توسعه

شناسه مقاله : 16311

تعداد بازدید : 3252

  • : پرستو شاطری

رویکردهای موجود در مورد نقش زنان در توسعه

مقدمه:

 برای دست یابی به توسعه پایدار و درونزا , در هر جامعه ای نیاز به مشارکت زنان احساس می شود . هیچ جامعه ای نمی تواند تنها با نیروی کار نیمی از جمعیت خود , با توسعه جهانی رقابت کند .
از ابتدای صنعتی شدن جامعه شناسان و دیگر صاحب نظران در باره ی مشارکت زنان در امور اقتصادی و توسعه دیدگاهای متقاوتی داشته اند , وهر یک از آنها با توجه به مسائل زمان خود این موضوع را بررسی کرده اند .
با توجه به موقعیت اجتمائی , سیاسی , اقتصادی و فرهنگی موجود ی در جوامع مختلف زمینه ها متفاوتی برای مشارکت زنان در توسعه به وجود آمده است . دامنه ی این تفاوتها بسیار گسترده است , به طوری که برای هر کشور خاص زمینه ی خاصی از مشارکت زنان نیز وجود دارد . حتی نمی توان تمام کشورهای در حال توسه را که شباهت زیادی به یکدیگر دارند , کاملا مشابه در نظر گرفت .
درباره ی ایران نیز در این زمینه نظرات متفاوتی مطرح شده , که تمام آنها با توجه به شرایط خاص اجتماعی , سیاسی , اقتصادی و مهمتر از همه شرایط فرهنگی کشور بوده است . در ادامه به تعدادی از رویکردهای مربوط به زنان وتوسعه اشاره می شود .
رویکردها:
در زمینه ی نقش زن در توسعه رویکرهای متفاوتی وجود دارد . بعضی از این رویکردها بر اساس نیاز جامعه جدید صنعتی به نیروی کار است , و این که جامعه به تمام نیروی انسانی خود نیاز دارد و بعضی از آنها بر اساس لزوم تساوی زن و مرد و حقوق فردی مساوی آنها است . وبرخی نیز با توجه به نیاز جامعه و این که در هر شرایطی جامعه با کدام شیوه بهتر اداره می شود , نظرات خود را تغییر می دهند .
در مجموع همان طور که در ابتدای سخن گفته شد , هر جامعه ای برای رسیدن به توسعه پایدار نیاز به همکاری تمام نیروی انسانی خود دارد . در کشورهای توسعه یافته با توجه به کم شدن رشد جمعیت و رقابتی که در تولید وجود دارد , جامعه مجبور به استفاده از نیروی کار زنان شد واین وظیفه ای است که جامعه بر عهده ی زنان نیز گذاشته است . تمام زنان در این جوامع می دانند که باید شغلی داشته باشد و جامعه نیز زمینه ی شغلی آنها را فراهم کرده است .
ولی در یک کشور در حال توسعه مثل کشور ما زمینه ی شغلی برای همه ی مردان نیز فراهم نیست زنان هم که در مرتبه ی دوم قرار می گیرند .
رویکرد مذهبی (توسعه انسانی ) :
بر اسا س این رویکرد توسعه عاملی برای بهینه سازی کیفی سطح زندگی معرفی شده است . زنان در این رویکرد حتی اگر در نظام تولید صنعتی شرکت نداشته باشند , یعنی در بازار کار شغلی نداشته باشند , باز هم در روند توسعه نقش اساسی ایجاد می کنند . آنها با تربیت نیروی کار و فراهم کردن محیط آرام در منزل شرایط مناسب کاری را برای مردان فراهم می کنند . در این رویکرد از زنان به عنوان مهمترین عامل توسعه انسانی یاد شده است. و این موضوع ( توسعه انسانی ) با توسعه فرهنگی , اقتصادی و صنعتی هم ارزش در نظر گرفته شده است . این دیدگاه زنان را تشویق می کند که به انجام وظایف مادری و همسری خود مشغول باشند و لزومی نمی بیند که آنها در نظام کار بیرون شرکت داشته باشند . واین کار در حقیقت تشویق زنان برای حفظ نقش سنتی آنها است .
نقش مادری شاید مهمترین نقش هر زنی باشد , ولی در دنیای امروز یک مادر تحصیل کرده و شاغل , خیلی بهتر می تواند مسائل و مشکلات فرزند خود را درک وحل کند . این رویکرد بیشتر در جوامع مذهبی ودر حال توسعه , از جمله ایران به چشم می خورد و شاید دلیل آن نقش پررنگ مذهب در جامعه ی ماست و این فکر که یک زن در درجه اول یک مادر است . شاید عملکرد بر اساس این روش در شهرهای کوچک مشکلی ایجاد نکند و حتی بهترین نوع عملکرد باشد , ولی در شهرهای بزرگ و مخصوصا تهران زیاد عملی نیست زیرا خیلی از خانواده ها در شهرهای بزرگ با مشکل مالی مواجه هستند و جدا از امر توسعه , خانواده به حقوق زن نیز نیاز دارد .
رویکرد فمینیستی :
فمینیست با اندیشه دفاع از حقوق زنان به وجود آمد , و از همان ابتدای فعالیت خود تمام تلاش خود را برای آگاهی زنان از حقوق خود انجام داده است . فمینیست ها یکی از دلایل در حاشیه قرار گرفتن زنان را ماندن آنها در خانه وعدم شرکت در فعالیت های اجتمائی
می دانند . در نتیجه به نظر آنها همه ی زنان باید در فعالیت های اجتماعی و روند توسعه شرکت داشته باشند . این حق تمام زنان است که مستقل باشند . به نظر آنها جامعه باید
زمینه ی اشتغال زنان را فراهم کند . آنها شدیدا با عقاید سنتی مخالفند .
شاید این رویه در آینده برای تمام جوامع الزامی شود ولی نمی توان یک جامعه سنتی را یک شبه تغییر داد . ابتدا باید شرایط اجتماعی برای اشتغال زنان فراهم شود و خود زنان نیز آمادگی و تمایل حضور در جامه را پیدا کنند , تا تغییر در جامعه صورت گیرد و زنان نیز نقش خود را در توسعه ایفا کنند .
رویکرد عدالت جنسیتی :
طرفداران این رویکرد معتقد اند زنان امروز به اندازه ی مردان توانایی دارند و استفاده نکردن از این نیروی کار آماده باعث به وجود آمدن نا هنجاری در جامعه می شود .
سرمايه انساني با سرمايه طبيعي كه در صورت بي توجهي و عدم استفاده مي تواند دست نخورده باقي بماند، متفاوت است. سرمايه انساني در صورت بي توجهي و عدم به كارگيري سبب بروز ناهنجاري هاي اجتماعي، بحران ها و به طور كلي ايجاد ناامني سياسي و اجتماعي مي شود .
پيش بيني و برآوردهاي مربوط به جمعيت زنان طي سال هاي آينده حاكي از رشد قابل توجه متقاضيان كار زن و بالا رفتن مهارت هاي ذهني و عملي ايشان است. توسعه دانايي محورايجاب مي كند كه كشور اسلامي ايران از اين سرمايه انساني با ارزش بهره مند شود.
از همين روست كه اعتقاد داريم رويكرد عدالت جنسيتي مي بايست در برنامه ريزي توسعه مد نظر قرار گيرد. رويكردي كه اساسش توازن است و ساختار نابرابر و تبعيض آميزعليه زنان را مورد توجه قرار مي دهد. اين رويكرد در پي ارايه فرصت هاي مساوي براي زنان مانند مردان دركليه بخش هاي اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي و سياسي است تا زمينه را براي عدالت اجتماعي مهيا كند. در واقع رعايت انصاف و عدالت ايجاب مي كند كه زنان نيز در فرآيند سياست گزاري، تصميم سازي و تصميم گيري مشاركت كنند و با تصويب قوانين از حقوق كامل برخوردار باشند.(شجاعی , زهرا , مجله فرزانه )
در ایران سه نوع نگاه وجود دارد برای اینکه یک سازمان را دارای رویکرد جنسیتی بنامیم, يك نگاه اين است كه تعدادبرابر زنان و مرداني كه در يك سازمان وجود دارد -نشانگر رويكرد جنسيتي یا فقدان آن درسازمان است. نگاه دوم مربوط مي شود به سیاست ها وبرنامه هاي سازماني است كه بر روي مسایل زنان متمرکز است.نگاه سومي هم وجود دارد و آن نتايج و ذینفعان اصلی برنامه ها است .
همه اين نگاه ها مهم است.هم تعداد؛هم برنامه و هم نتايج. حضور زنان در سازمان هایی که بخشی از جامعه مدنی هستند بسیار مهم است. ولی به این معنا که این تعداد نمایشی نباشد و این زنان به مسایل جنسیتی آگاه باشند و در راه احقاق حقوق مساوی برای تمام زنان جامعه مبارزه کنند و به خصوص نسبت به احقاق حقوق زنان اسیب پذیر و اقلیت ها حساس باشند. ( رستمی , الهه , ماهنامه عرصه سوم )

تبدیل رویکرد زنان و توسعه به رویکرد جنسیت و توسعه :

تفاوت میان رویکرد زنان و توسعه و جنسیت و توسعه در بعضی مواقع تصنعی بنظر می رسد. هر دو رویکرد فوق استراتژیهای سیاسی با هدف بهبود شرایط زندگی زنان می باشند. و هر دو رویکرد با نبود منابع کافی مواجه بوده اند.اما نقطه ضعف اساسی رویکرد زنان و توسعه ،. آن بود که زنان را جدا از مردان در نظر می گرفت. رویکرد جنسیت و توسعه نیز با مشکلاتی همراه بوده است. از آنجا که مفهوم جنسیت هم زنان و هم مردان را در بر می گیرد، ممکن است مفهومی خنثی در نظر گرفته شود و این موضوع که در رتبه بندی جنسیتی مردان در جایگاه بالاتری قرار دارند مورد انکار قرار گیرد. بنابراین، تحلیل جنسیتی به معنای نگریستن به تفاوتها نیست بلکه به معنای تحلیل چگونگی منجر شدن تفاوتهای مذکور به نابرابری در قدرت میان زنان و مردان می باشد.
به نظر می رسد که امروزه جنسیت به یک واژه ی صحیح از لحاظ سیاسی تبدیل شده است. باورعمومی بر این است که برنامه های جنسیت و توسعه، در مقایسه با زنان در توسعه، دارای تمرکز ساختاری بیشتر می باشند چرا که بر روابط میان زنان و مردان می پردازند. یکی از پیامدهای این وضعیت این بوده است که برخی از گروهها نتیجه گیری کردند که توجه به زنان به تنهایی دیگر توجیه پذیر نیست و علت وجودی سازمان های صرف زنان را رد کردند.
نکته مهم آن است که سازمانهای جامعه مدنی باید همواره به خاطر داشته باشند که جنسیت مفهومی تحلیلی است. به کار گیری یک رویکرد مبتنی بر جنسیت و یا تحلیل جنسیتی به این معناست که سازمان ها تاثیر (بالقوه ی) سیاست ها، برنامه ها و فعالیت های خود را بر زنان، مردان و روابط میان آنان ارزیابی می کنند. این به آن معنا نیست که سیاستها و برنامه های دارای تمرکز ویژه بر زنان و/ یا مردان توجیه پذیر نیستند. گروه های هدف و فعالیت های استراتژیک همچنان به موقعیت های محلی بستگی خواهند داشت. بنابراین برای سازمان های جامعه مدنی یک رویکرد جنسیتی به معنای تقویت استراتژی هایی است که به اصلاح تفاوتهای جنسیتی می پردازد. این استراتژیها می توانند به صورت جداگانه و یا مشترک بر زنان و مردان تمرکز داشته باشند. ( جنسیت , توسعه و جامعه ی مدنی , عرصه سوم )
نتیجه گیری :
در بیشتر تعریف هایی که از توسعه و جوامع توسعه یافته می شود , حضور زن در جامعه و فعالیت مستقیم او در جامعه یکی از شاخص های اصلی توسعه یافتگی است .
با توجه به این تعریف هر جامعه ای که بخواهد از روند توسعه جهانی عقب نماند باید زمینه ی اشتغال زنان در جامعه را فراهم کند . و این تغییر بزرگی برای جامعه ی ماست .
ایجاد هر تغییر عمده ای در جامعه نیاز به زمینه سازی دارد , و یکباره صورت نمی گیرد . جامعه ما نیز باید از نیروی متخصص زن خود برای پیشبرد اهداف توسعه کشور استفاده کند و کم کم زمینه ی کاری را برای دیگر زنان جامعه فراهم کند . برای این کار ابتدا باید فرهنگ سازی لازم برای اشتغال زنان تمام قشرها صورت گیرد .

  • : اندیشکده روابط بین الملل