معاون پژوهش مدرسه علمیه الرهرا س گرگان خبر داد

گلستان- نشست علمی تعقل و ایمان از دیدگاه امام رضا علیه السلام

شناسه خبر : 93806

1399/04/14

تعداد بازدید : 12

گلستان- نشست علمی تعقل و ایمان از دیدگاه امام رضا علیه السلام
به گزارش معاونت پژوهش مدرسه علمیه الزهرا(س) گرگان نشست علمی وپژوهشی با عنوان « تعقل وایمان از دیدگاه امام رضا(ع) از طریق سامانه سیما به صورت مجازی وآنلاین در تاریخ 14/4/99 برگزار گردید.

در این نشست  دکتر حکیمی در ابتدابا اشاره به بیتی از مثنوی مولوی با مضمون « کار مردان روشنی و گرمی است ،کار دونان حیله و بی شرمی است»گفت:
مردان الهی به انسان روشنی وگرما می بخشند. روشنی یعنی به ما آگاهی می دهند. چون مردان الهی قلبشان به علم الهی متصل است در نتیجه روشنی ،دانایی وآگاهی حقیقی را به ما القاءمی کنند همچنین به ما گرمی وحرکت می دهند پیامبر(ص) وائمه هم عقل ما راتقویت می کنند و هم به ما اراده ، همت،قدرت حرکت و انرژی مثبت به ما افاضه می کنند.
 مولوی در دفتر پنجم می گوید: فلسفه اینکه در قرآن کریم کلمه «قل» را هم پیامبر می گوید با اینکه آیه خطاب به خود پیامبر است و ظاهرا نباید این کلمه ذکر شود « امر قل زین آمدش کای راستین   کم نخواهد شد بگو دریاست این»برای این است که به مردم بفهماند علم پیامبر به علم الهی وصل است و هرچه پیامبر می گوید همه وحی است وازخود چیزی را نمی گوید .
وی در ادامه گفت: در موضوع رابطه عقل و ایمان ازدیدگاه امام رضا(ع) حدیثی در کتاب بحارالانوار جلد ۷۵ صفحه ۳۴۴ است که شخصی از امام رضا (ع)می‌پرسد امروزحجت خدا بر مردم چیست؟ چه حجتی خداوند بر مردم دارد که باید انسانها معتقد به خدا، قیامت باشند وبه اخلاق عمل کنند؟ امام پاسخ می دهند: العقل. زیرا عقل سخنان درستی را که به خدا نسبت داده می شود تصدیق و سخنانی که به دروغ به خدا نسبت داده می شود تکذیب می کند یعنی ما به کمک نعمت عقل می توانیم بفهمیم که چه صفات واعمالی را می توان به خدا نسبت داد و چه صفات واعمالی را نمی توان به خدا نسبت داد.  از این حدیث می فهمیم عقل انسان توانایی بالایی دارد البته در روایات محدودیت هایی هم برای عقل بیان شده است.
استاد این مدرسه اضافه کرد: در قرآن کریم سوره اسراء / ۸۵ می‌فرماید: ازتو از روح سوال می کنند بگو: «روح امری از طرف پروردگار من است وما علم زیادی به شما ندادیم »یعنی علم وعقل بشر محدود است. اینکه در روایات هست که می فرماید: تفکروا فی آناء الله ولا تفکروا فی ذات الله. درنعمات خداوند تفکر کنید ولی در ذات خداوند تفکر نکنید یعنی عقل ما محدود است ونمی توانیم ذات خداجلّ شانه را درک کنیم . دکتر حکیمی بیان کرد: البته با حدیثی که از امام رضا(ع) نقل کردیم فهمیده می شود عقل تا حدود زیادی حقائق و معارف را می تواند درک کند.
عقل ما در دو قلمرو فعالیت می‌کند: 1. عقلانیت نظری :گزاره‌هایی که ناظر به واقع است رامی توانیم درک وکشف کنیم. یعنی آنچه در عالم واقع وجود دارد را می توانیم کشف کنیم اینکه خدا وجوددارد؟ آیا انسان روح دارد؟ آیا اختیار داردودر کجا اختیار نداریم؟مثلا در مساله جبر و اختیار عقلمان می فهمد که در قلمرورفتارهای اخلاقی اختیار داریم اینکه می توانیم ماآدم خوبی باشیم ، سخاوتمند باشیم و خسیس نباشیم.ترسو نباشیم و شجاع باشیم؛ اینها دست خودمان است و قدرت انتخاب داریم وعقل می تواند این ها را درک کند. اما تولد ما از یک پدر و مادر دست ما نیست؛ زندگی کردن در این زمان وبه دنیا آمدن در این زمان دست ما نیست. بنابراین در جبر واختیار یک مقدار آن دست خودمان است. جبرواختیار قسمت هایی از آن قابل حل است چون سرنوشت ما دست خودمان است. پس عقل ما در امورنظری کاشف گزاره ‌های ناظر به واقع (آنچه در عالم خارج وجود دارد )است یعنی عقل  نظری ماتاریخ، زیست شناسی، فیزیک، شیمی، فلسفه و منطق را می فهمد.  
2.عقل عملی یعنی عقلی که کاشف گزاره های ناظر به ارزش است. یعنی گزاره هایی که خوب و بد را می فهمد و خوبی و بدی را درک می کند.  خداوند در قرآن کریم درسوره شمس آیه 7 و8 می فرماید: خوبی و بدی و پاکی و ناپاکی را خداوند به بشر الهام کرده است و عقل انسان، خوبی وبدی را درک می کند. عقلانیت عملی یعنی درک حقایق دینی که در این قلمرو است. یکسری گزاره های دینی است که مربوط به اعتقاد ات دینی است توحید، نبوت، معاد، امامت و عدل ونیز قرآن واعتقاد به معارف الهی همه این ها مربوط به عقلانیت نظری است.
 البته اینکه عقل انسان محدود است به خاطر این است که گزاره های دینی یا خرد پذیر یعنی معقول است یا خرد گریز. گزاره های خرد گریز مثل حقیقت ذات خدا وذات فرشته ها مثل جبرئیل ،میکائیل، اسرافیل که عقل ما ماهیت آن را درک نمی کند.  یعنی فراتر از عقل ماست چون ما اطلاع حسی نداریم عقل ما ساکت است ولی به قرآن معتقدیم واین اعتقاد به دلیل عقل است  اما در مورد وجود فرشته به حکم قرآن به فرشته اعتقاد داریم .
 گزاره‌هایی در دین داریم که خرد پذیر است گزاره های معقول راعقل ما درک می‌کند . گزاره هایی مثل توحید و اینکه خداوند یگانه است یابرهان وحدت عالم، برهان ارسال رسل، برهان یگانگی خداوند. چون خداوند بی نهایت است عقل قبول نمی کند که خدا دوتا باشد پس  آن را درک می‌کند اما ذات خدا را درک نمی کند.
 اما خرد ستیز مثل اجتماع نقیضین یا ارتفاع نقیضین  یا اینکه جزءاز کل بزرگتر است. گزاره‌های خرد ستیز در دین نداریم از اینجا نتیجه می گیریم اگر کسی به ما گفت چیزی در دین است که خرد ستیز است ما اگر دیدیم ضد عقل است قبول نمی‌کنیم. خرد گریز داریم اما خرد ستیز نداریم.
وی در ادامه به توضیح بیشتر در این مورد پرداخت وگفت: نهضت اصلاح دین که شهید مطهری به آن معتقد بود به خاطر این است که خرافاتی که جزء دین است را از بین ببریم. مثل اندیشه های داعش ، وهابیت ،اندیشه های اشاعره و.. که ضد عقل می باشد و به دین چسبانده شده است باید اصلاح شود؛ از بین بردن افکارعده‌ای که دین را کج فهمیدند بسیار مهم است وظیفه ماست که اندیشه های آن ها را نقد کنیم وایراد های آن هارا بگیریم و دین را به وسیله عقل از این اشتباهات وغلط هایی که به دین چسبانده اند پیرایش کنیم.
 یکی از افکار انحرافی که در زمان بنی امیه در اسلام به وجود آمد دیدگاه مرجئه بود که  معتقد بودند ایمان داشتن در دل کافی است وعمل لازم نیست در حالی که این فکر اشتباه است وجزئی ازایمان برای دل وجزئی برای عقل است. امام علی علیه السلام  در نهج البلاغه  حکمت227می فرماید : ایمان؛ معرفت به قلب و اقرار به لسان و عمل به اعضاء می باشد.
این استاد مدرسه تاکید کرد: پس گزاره های خرد ستیز در اسلام نداریم واگردر اسلام مکتب های کلامی معتزله ، مرجئه، ماتریدیه، اشعری،وهابیت ...به وجود آمد برای این است که از اهل بیت جدا شدند وتمسک به اهل بیت را مد نظر قرار ندادند. شیعه می گوید اهل بیت را بچسبید تا اسلام حقیقی را گم نکنید. حدیثی از امام رضا علیه السلام در بحارالانوار جلد ۲ صفحه ۳0 فرمودند: خداوند بنده ای را که معارف وخواسته ی ما را  احیا کند و زنده کند رحمت و نعمت بدهد. از امام رضا علیه السلام سوال شد امر شما چطور زنده می‌شود؟ فرمود: کسی که علوم و معارف ما اهل بیت را یاد بگیرد و اینها را به مردم بفهماند و زیباییهای دین ما را به مردم بفهماندو آن موقع آن ها ما را اطاعت کنند. یعنی مردم بفهمند که معارف اهل بیت درست است.
سوالی پیش می آید که در اسلام اخباریین  هم در اهل سنت مثل مالکی ها وهم در تشیع بودند مثل ملا محمد امین استرآبادی اینها می گفتند امام رضا فرموده علوم مارا یاد بگیرید ویاد بدهید ومنظور از علوم اهل بیت همان احادیث اهل بیت است .
باید گفت این ها نصف سخن اهل بیت را گرفتند و نصف دیگر را نگرفتند. ما می گوییم اینکه امام می فرماید: احادیث ائمه (ع) را یاد بگیرید نه اینکه  فقط باید عین حدیث را گرفت  ودیگر هیچ .بلکه باید با گرفتن عین حدیث بر روی آن تفکر کرد و آن را فهمید و نیز تفسیر حدیث را هم باید یاد گرفت. چون امام رضا(ع )خود می فرماید حجت خدا برمردم عقل انسان است و یکی از چیزهایی که در احادیث اهل بیت آمده وروی آن تاکید شده این است که عقل می تواند خیلی از چیزها رابفهمد حدیث اهل بیت را باید با عقل سلیم ومنطقی وبدون هوی وهوس وبدون شتابزدگی گرفت.                                                                                                           
یکی از لغزش گاههای عقل، تقلید کورکورانه است؛ چون دین به انسان می گوید که باید پیرو دلیل باشید. قل هاتوا برهانکم این کنتم صادقین.بقره /111 .بگو دلیل تان را بیاورید اگر راست می گویید.  سوره زمر/17 می فرماید: به بنده های من بشارت بده که همه ی حرف ها را گوش بدهند و بهترینش را پیروی کنند. یعنی سخن مستدل تر ودرست تررا قبول کنند.
 قرآن در سوره یونس آیه100می فرماید: کسانی که عقل شان را به کار نمی اندازند خدا برای آنان پلیدی وپستی قرار می‌دهد.یا انفال/ ۲۲ :کسانی که عقل شان را به کار نمی اندازندکرو کور و گنگند. اعراف /179 آدمی که عقل نداشته باشد قلبش چیزی را درک نمی کند.چون خداوند در سوره حج آیه 46 تعقل را به قلب  نسبت می دهد.....بنابراین آیات ، اسلام دین تعقل است.
حکیمی با بیان حدیث دیگری از امام رضا(ع) بیان کرد: حدیثی از امام رضا علیه السلام در عیون اخبار الرضا است که فرمود: عبادت به کثرت نماز وروزه نیست بلکه به کثرت تفکرو تعقل و اندیشیدن در امر خداوند است . ودر کتاب  احتجاج طبرسی 38 مناظره از امام رضا(ع) آمده است. قرآن کریم بیش از 700 بار از علم وتعقل دفاع کرده است. اینها نشان دهنده آن است که شیعه عقل گرا است و قرائتی از قرآن را قبول دارد که مبتنی بر دیدگاه اهل بیت است. جلد اول کتاب اصول کافی  با کتاب العقل شروع می شود. دین ما دین عقلانی است. روشنفکران این دوره می گویند: مذهب ودین یعنی تعبد ولی این دیدگاه راشیعه و اسلام قبول ندارد. اسلام وتشیع وقرآن، عقل را قبول دارد. وقتی در آیه170 سوره بقره می فرماید: «قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین» یا وقتی به مشرکین می گویند چرا بت می پرستید؟ می‌گویند که پدران خود را در این کار یافتیم. خداوند می فرماید شاید پدران شما عقل نداشتند باز هم باید دنبال آنان بروید؟ شاید اهل هدایت نبودند. قرآن ضد تقلید کورکورانه است. قرآن با تعبد جاهلانه مخالف است. صفحه اول رساله های عملیه نوشته شده است که اصول دین تقلیدی نیست و تحقیقی است باید با عقل تایید شود.
 ۲۴۲۷ حدیث از امام رضا علیه السلام موجود است که از این مقدار ۱۳۸ حدیث فقهی، ۷۹۴ اعتقادی، ۶۲ حدیث اخلاقی، ۱۱۸ حدیث در دعا، ۲۰۴ حدیث درموردتفسیر آیات قرآن، ۲۱۳حدیث موضوعات متفاوت،بیشترین حدیث  از امام صادق و امام باقر و امام علی و امام رضا.
از خطاهایی که در دینداری داریم غلات هستند. غالی به کسی می گویند که در مورد  اهل بیت زیاده‌روی کرد و اهل بیت را خدا دانست که در مسیحیت  هم هست که می‌گویند حضرت مسیح  پسرخدا است.
  حدیثی از امام رضا(ع)در بحارالانوار و احتجاج طبرسی جلد ۲ صفحه  414در مورد غالیان است که امام رضا علیه السلام می فرماید یک سری از احادیث در مورد جبر و اختیار و تشبیه است که در آن خدارا به مخلوقات تشبیه کردند یا مخلوقات را در حد خدا بالا بردند؛ غلاتی که عظمت  خدا را کوچک کردند ومی فرمایند این کار را نکنید وکار غلات را قبول نداشتند.  . آیه ۱۸۷ سوره اعراف می فرمایند از  پیامبرصلی الله علیه وآله  سوال می‌کنند قیامت کی است؟ طوری  سوال می کنند که گویی تو می دانی. چون پیامبر مخلوق است و محدود و آنچه را که خداوند به او گفته می‌داند.  غالیان اهل بیت را در حد خدا بالا می بردند و بعد افراد را  بیزار می کنند که می توان گفت این امر توطئه دشمنان است .
حدیثی از امام صادق (ع) است یاری داشت به نام یونس به او فرمود: ای یونس اگر خواستی علم درست را بگیری آن علم نزد ما اهل بیت است.علم اهل بیت مورد تایید است وخرد پذیر است.
فیلسوفی در غرب به نام آلفرد نویس است که علامه جعفری کتاب ایشان را شرح کرده است ایشان جمله ای دارد که می گوید: نقش عقل ،ترقی دادنِ هنرِ زیستن است. اگر ما بخواهیم در زندگی رشد کنیم اگر بخواهیم فرهنگ مردم رشد کند باید عقل مردم رشد کند.اگر بخواهیم صنعت ما، دین ما، فرهنگ ما ،اقتصاد ما رشد کند باید عقل ما رشد کند. عقل زیربنای همه پیشرفت ها در زندگی است.امام کاظم (ع) به هشام گفت: خدا دو حجت دارد: حجت ظاهری همان انبیاء وحجت باطنی که عقل است.که همان نیروی استدلال ونیروی تعقل است که کاشف به گزاره های ناظر به واقع وکاشف گزاره های ناظر به ارزش است.پیامبر (ص) فرمودند: کسی که ادب،حیا،دین، علم ندارد عقل ندارد.عقل از حیا وادب ودیانت وعلم جدا نمی شود.به حضرت آدم (ع)گفتند کدامیک ازآن هارا می خواهی گفت عقل. به بقیه گفتند شما بروید گفتند هرجا عقل هست ما هم هستیم.تمام بدعت هایی که در دین وارد می شود خرد ستیز است.
نتیجه ای که می توان گرفت این است که: امام رضا علیه السلام  تاکیدزیادی بر استفاده  انسان ها از عقل داشتند وآن را حجت می دانستند که از طریق آن می توان اعتقادات دینی را فهمید ودرک کرد.اهمیت تعقل  چیزی است که در قرآن کریم نیز برآن  تاکید بسیاری شده است.در دین گزاره های خرد ستیز نداریم.وطبق حدیث امام رضا(ع) برما لازم است که علوم ومعارف واحادیث اهل بیت را با تفکر وتعقل بگیریم وتفسیر وروشن کنیم وبه مردم بفهمانیم.واز تقلیدهای کورکورانه باید جلوگیری کرد.