برگزاری پیش نشست همایش مهدویت

قزوین- برگزاری پیش نشست همایش مهدویت در مدرسه علمیه کوثر

شناسه خبر : 77590

1398/03/07

تعداد بازدید : 9

قزوین- برگزاری پیش نشست همایش مهدویت در مدرسه علمیه کوثر

 پیش نشست همایش مهدویت با عنوان «تمدن سازی و آمادگی برای ظهور» در سالن اجتماعات مدرسه علمیه کوثر قزوین با حضور حجت الاسلام والمسلمین حسن ملایی از اساتید مرکز تخصصی مهدویت قم و طلاب این مدرسه انجام شد.

در این مراسم بعد از تلاوت آیات قرآن کریم و مولودی خوانی جناب آقای غلامی استاد ملایی ضمن تبیین اهمیت هدف‌گذاری در زندگی به خصوص زندگی طلاب ضرورت تشکیل تمدن اسلامی قبل از ظهور را تشریح کردند. متن سخنرانی ایشان به شرح ذیل است.

«انسان‌ها در بحث هدف‌گذاری‌هایی که برای خود دارند به چند دسته تقسیم می‌شوند. اهمیت هدف‌گذاری برای این است که میزان شادی، نشاط و لذتی که یک انسان می‌تواند از زندگی‌اش داشته باشد بسته به همین هدف‌گذاری است. مزۀ زندگی همین شادی و نشاط‌هاست. اگر کسی در زندگیش احساس شادی و نشاط نمی‌کند از چند حالت خارج نیست یا در زندگی هدفی ندارد -وقتی انسان هدفی ندارد ذوق و شوقی هم برای رسیدن یا هنگام رسیدن ندارد چون اساساً چیزی ندارد که به آن برسد-، یا هدفی که دارد خیلی کلی و مبهم است، آنقدر مبهم است که خودش هم نمی‌داند چیست.

آماری را داریم که سهم زیادی از مسلمان‌ها و مؤمنان نمی‌دانند در زندگی به دنبال چه هستند؟ تقریباً 90% نمی‌دانند دنبال چی هستند و این ندانستن در انتخاب‌های ایشان اثر خود را می‌گذارد.

وقتی هدف‌گذاری مشخص نباشد یکی از آثار آن به شیوه‎های زندگی ما می‌خورد و ریزترین و جزئی‌ترین و بارزترین آن مسئله پوشش است. شما برخی را می‌بینید که ظاهر خوبی ندارند و هیچ مرضی هم ندارند، اینها فقط یک مشکل دارند و آن نداشتن هدف است به همین دلیل در جو حرکت می‌کنند، جو جامعه، جو ماهواره، رنگ سال و تیپ سال چون هدف ندارد در زمین دیگری بازی می‌کند. پس اینها خبیث نیستند، هدف ندارند. این وظیفۀ من و شما را سنگین می‌کند که باید کار اصلی را انجام دهیم. یکی از کارکردهای دین تعیین هدف است. امر به معروفِ بزرگ تعیین هدف است. مثل امشبی باید توبه کنیم از اینکه هدفی نداریم. چون توبه از گناه و خطا را اگر دقت بکنیم یا به خاطر نداشتن هدف است یا به خاطر هدف‎گذاری غلط است. چرا می‌گوئیم این کار گناه است؟ اصلاً گناه یعنی چه؟ یعنی اینکه اون کاری که شما انجام می‌دهید شما را به هدف زندگیتان نرسانده و شما را به زمین می‌زند. استغفروا الله را اصلاً برای چه می‌گوید؟ دائم می‌گوید استغفروا الله، خدایا توبه، خدایا توبه؛ توبه از چی؟!

یه آقایی پیش امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمد و گفت آقا وضع معیشت و مالی زندگیم خیلی خرابه، چه کار کنم؟ حضرت فرمودند: توبه کن. (طبق آیه قرآن که می‌فرماید اگر استغفار بکنید نعمت‌های الهی به سمت شما سرازیر می‌شود) گفت: آقا ما استغفار می‌کنیم ولی باز هم هیچ خبری نیست. حضرت فرمودند: چه طور استغفار می‌کنی؟ گفت: استغفار می‌کنم. حضرت فرمود: از چه استغفار می‌کنی؟ گفت: همین طوری استغفار می‌کنم دیگه! بعد حضرت استغفار 70 بندی را به او آموزش دادند.

استغفار 70 بندی را مثل دعای کمیل پشت سر هم نخوانید، بشناسید که از چه باید استغفار کنیم. یکی از شاگردان علامه توصیه نمی‌کرد به اینکه زیاد استغفار کنید، ایشان معتقدند ذکر زیادی که نمی‌دانید برای چه می‌گوئید خودش کدورت می‌آورد. وقتی استغفار فایده دارد که مراقبه و محاسبه وجود داشته باشد. اهل مراقبه و محاسبه باشید رفتار سنجی می‌کنید. حالا چطور می‌توانید اهل مراقبه و محاسبه باشید، موقعی که هدف‌گذاری درستی در زندگی داشته باشید. معنی ندارد مراقبه و محاسبه چون اینها فرع برنامه‌ریزی است و برنامه‌ریزی فرع هدف‌گذاری است. اگر هدف‌گذاری وجود نداشته باشد مراقبه و محاسبه به جُک شبیه‌تر است. به همین دلیل است که از اوّل طلبگی هرچه ترم و سال جلوتر می‌رود طلبه بیشتر گیج می‌شود، یک مقدار بیشتر که می‌شود احساس افسردگی می‌کند در دانشگاه هم همینطور است ... بعد خاطره‌ای از بزرگان اهلِ مراقبه و محاسبه می‌گوئیم و آهی می‌کشیم و دوباره همه چیز را فراموش می‌کنیم.

هدف گذاری برای طلبه‌ها خیلی مهم است این بحث از نون شب هم واجب‌تر است چون از بس این بحث روشن کننده است در برنامه‌ریزی، انرژی دهی و هدف بخشی آنقدر مهم است که اگر مدیران، مسئولین، مربیان، معلمان و اساتید شما این‌کار را انجام ندهند چند روز دیگر شما اصلاً نمی‌دانید که چرا درس می‌خوانید و این وضع در حوزه‌های علمیه برادران و خواهران و دانشگاه‌ها اتفاق افتاده است. پس دقت کنید این یک آفت فراگیر است، خیلی مراقب باشید.

بنده آدم‌هایی را که هدف ندارند را اصلاً آدم نمی‌دانم یک موجوداتی هستند که دارند روی دو تا پا راه می‌روند بعضی از این موجودات اهدافی دارند ولی اهدافشان خیلی ریز است یعنی هدف‌گذاری می‌کنند ولی هدف کوچکی دارند. اما بعضی‌ها هستند که خیلی بلند اندیشه‌اند، بلند همت‌اند، اهداف آنها بلند است. اینها آدم‌های خیلی بزرگی هستند، معیارش چیست؟ از کجا باید بفهمیم که این شخص بزرگ است یا کوچک؟ یک سری معیارهای غلطی در جامعه ما وجود دارد؛ مثلاً به کسی که ثروت زیادی دارد می‌گویند آه چه آدم بزرگی! به کسی که مقام ویژه‌ای دارد می‌گویند این خیلی آدم بزرگیست! در حوزۀ ما ممکن است به یک آیت الله بگویند آدم بزرگی است. فی نفسه چه اتفاقی قرار است بیفتد؟ اینها یک سری مقامات اعتباری هستند زیرا به هنگام مرگ با فرد به دنیای دیگر منتقل نخواهد شد و برای آن در نزد پروردگار اعتباری تعریف نشده است.

شما باید معیار هدف‌گذاری را بدانید. اهداف ریز اهدافی هستند که در آن فرد منافع خود را در نظر می‌گیرد. این افراد و اهداف خیلی کوچک‌اند یعنی اگر این افراد میلیاردر و آیت الله هم که باشند ولی فقط منافع خود را ببینند این آدم‌ها کوچکند و این کوچک‌ها به درد امام زمان نمی‌خورند و در بحث تمدن‌سازی اصلاً نمی‌توانند وارد شوند و نمی‌شود در این رابطه با آنها صحبت کرد.

برخی از اهداف بزرگند به این معیار که در هدف‌گذاری شخص منافع خود را نمی‌بیند، منافعی را در نظر می‌گیرد که فراتر از خودش است. این فراتر بودن می‌تواند وسیع و وسیع‌تر شود تا جایی که منافع کل آدم‌ها را در بر گیرد. هر چقدر این منافع بزرگ‌تر باشد این شخص، شخص بزرگ‌تری است و قدرش بالاتر است. امیرالمؤمنین (علیه السلام) می‌فرماید هر چیزی قدری دارد در این عالم و ای آدم‌ها «قدر رجل علی قدر همته» قدر رجل به این معنا نیست که قدر نساء نیست اینجا رجل یعنی آدم‌ها. قیمت آدم به مقدار همتی است که دارد. شما هدفتان چیست؟! کدام قله را می‌خواهید فتح کنید؟!

در فرهنگ و معارف مهدوی همین کار صورت می‌گیرد، اگر همت انسان کوچک است یا منافع شخصی کوچکی در نظر گرفته، به درد امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نمی‌خورد. چنین کسی بهتر است همین حالا از حوزه خارج شود. چرا؟! برای اینکه وقتی وارد ادعیه، زیارات و روایات مهدوی می‌شوید از اوّل شما را یک طور دیگر تربیت می‌کند. می‌خواهد بلند همت شوید «و جعلنا من انصاره و اعوانه و ذابین عنه و المسارعین الیه ...» تراز کار را می‌بینید کجاست؟

خوب امام زمان (علیه السلام) می‌خواهد بیاید چه کار کند؟ حکومت تشکیل بدهد. که چه بشود؟ حکومت دینی تشکیل بشود. که چه اتفاقی بیفتد؟ یعنی حضرت قدرت طلب است؟! نه حکومت می‌خواهد تشکیل بدهد برای اینکه رشد و نجات بشریت در داشتن یک جامعۀ صالح با قوانین الهی است که هرکسی به اندازۀ توان، استعداد و لیاقتی که دارد رشد کند و این جامعۀ صالح جز با قوانین صالح نمی‌تواند صالح بشود، که خروجی‌هایش صالح بشود و جامعه نمی‌تواند قوانین صالحی در آن جاری بشود مگر اینکه یک مرد صالح بیاید. اگر بخواهیم آن قوانین جامع باشد فقط باید از طرف خداوند وضع شود و آن مرد هم از طرف خدا انتخاب شود. پس حضرت برای چه می‌آید؟! برای بشریت. ما که ادعا می‌کنیم انتظار حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را داریم باید یک چنین افقی داشته باشیم. اگر چنین افقی داشتید امام سجاد (علیه السلام) می‌فرماید: تو الآن شدی منتظر حضرت چون افقت متفاوت شده، حالا که شدی «افضل اهله کل زمانه» به فرمت امروزی یعنی برترین انسان‌های تاریخ بشریت. بعد حضرت می‌فرمایند، چرا اینطور می‌گویند و انتهای این روایت مناسب حال طلبه‌هاست این روایت را جستجو و مطالعه کنید.

پس داشتن هدف بلند شما را قیمتی می‌کند. در حال حاضر تقریباً هیچ کدام از شما امید به معصوم شدن ندارید! مگر ممکن است! فکر می‌کنیم با این همه عقبه و موانع رشد از جمله ارث چطور ممکن است معصوم شویم؟! یک فرمول به شما بدهم که همه موانع را رفع کند. از قول اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) می‌گویم، زیارت جامعه کبیره را بخوانید، در این زیارت به جایی می‌رسید که معصوم ادعا می‌کند اگر ولایت ولی خدا را پذیرفته باشید خدا خلقت شما را عوض می‌کند. این عوض کردن خلقت یعنی چه؟!

یعنی درون مایه، فطرت یعنی ژنتیک شما را عوض می‌کند؛ یعنی اگر مسی؟! طلایت می‌کند! دیگر کسی چه می‌خواهد؟! به خاطر همین در روایات انتظار داریم که منتظران حضرت که اینگونه هستند اینها «معنا فی الدرجات الاولی» هستند. الله اکبر می‌گوید منتظران اینچنینی با ما هستند «فی الدرجات الاولی» بی‌نظیرند اینها.

به شما خواهرهای طلبه عرض بکنم هر که آمده طلبه شده در اصل افق اولیه‌اش این‌طور بوده است. ولی چه چیز باعث شده که بعضی‌ها بعداً می‌بُرن، و بر‌می‌گردند؟! چون به حس اولیه و افقشان ریز نشده و دقت نمی‌کنند. دائم می‌گویند بخوانید، بخوانید، بخوانید و شما متحیرید که چه بخوانید و برای چه بخوانید؟ اوّل باید بدانید که در چه برنامه‌ای هستید؟ به چه جهتی باید حرکت کنید؟ بعد به سراغ خواندن بروید و الا اثر عکس در روح می‌گذارد.

هدف گذاری‌تان را اگر با امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دقیق بکنید، و یقین بدانید که فلسفۀ وجودی شما فقط زمینه سازی برای قیام حضرت، ایجاد حاکمیت دین برای نجات بشریت، سربازی و خدمت به حضرت ولی عصر است آن وقت است که در مسیر هدف، درست حرکت می‌کنید.

با همین هدف جلو بروید اگر می‌خواهید حضرت ظهور کنند لازم است هدف را برای ظهور حضرت ریز کنید، زمینه‌هایش را بشناسید و آن را خرد کنید، تشخیص دهید در کدام سنگر باشید بهتر است؛ آن وقت است که به صورت واضح می‎دانید مأموریت شما چیست؟ پر انرژی هستید و در کار خود استاد می‌شوید، صاحب نظر می‌شوید و حرف می‌زنید. مولایتان از شما راضی می‌شود نورانیتتان افزایش می‌یابد. اینطور نیست که هرچه از طلبگی‌تان بگذرد احساس کنید که خاموش می‌شوید، دل حضرت آقا شاد می‌شود که رضایت ایشان، رضایت حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است.

حالا ببینیم جایگاه تمدن سازی کجاست؟ پدیدۀ ظهور یک پدیدۀ الهی- انسانی است. قسمت الهی‌اش مال خود خداست یعنی انحصاری برای خداست و در رابطه با آن ما هیچ کاری نمی‌توانیم کنیم. اینکه قوانین الهی بیاید و به درد بشریت بخورد این کار کاملا الهی است و از دست بشر بر نمی‌آید. یا اینکه یک مرد آسمانی بیاید که همان امام زمان ماست این کار هم فقط مال خداست ولی ما باید چه کنیم؟ دو کار را ما باید انجام دهیم، اوّل ایجاد رغبت عمومی، این رغبت عمومی که گفته می‌شود در حد بین الملل است یعنی دلخوش نباشید که حوزه‌تان، محله‎تان، فامیلتان، شهرتان؛ نه! افقتان باید بین الملل باشد یعنی باید از آن فراز نگاه کنید. در حال حاضر مردم دنیا خیلی‌هاشان می‌دانند چه چیز نمی‌خواهند ولی غالباً نمی‌دانند که چه چیز می‌خواهند. شما باید به آنها بگوئید که چه می‌خواهند. یعنی بحث فراگیری زبان برای کسانی که دوست دارند از این جهت یک امر مقدس می‌شود که با آن بتواند آقایش را معرفی کند چون مردم جهان او را نمی‌شناسند ...

پس اوّل ایجاد رغبت عمومی در حد بین الملل و دوم تربیت کادر مؤمن و متخصص؛ هر چقدر هم یک فرد نماز شب خوان و با اخلاق باشد اگر هیچ تخصصی نداشته باشد در دستگاه حکومتی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هیچ جایگاهی نخواهد داشت چرا که برای بحث تمدن سازی نیروی متخصص، ولایت‌مدار و مخلص لازم است تا چنان ایجاد رغبت عمومی بین المللی بکند که به صورت اتوماتیک مردم دنیا نگاهشان به طرف امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) باشد. شما باید یک ماکت و الگویی درست بکنید که وقتی مردم دنیا خسته شدند از همه چیز، به آن ماکت نگاه کنند و امیدوار بشوند بعد بیایند و سؤال بپرسند که طراحی شما بر چه مبنایی بوده، تازه اینجاست که شما حضرت را برایشان توضیح می‌دهید که ما بر این مبنا کار می‌کنیم. تا شما آن الگو را درست نکنید اصلاً کسی متوجه شیوه صحیح حکومت‌داری نخواهد شد. دیگر کارهایتان درست و اتوماتیک‌وار پیش نمی‌رود؛ نمی‌توانید کارخانه انسان سازی داشته باشید.

مُد می‌دانید یعنی چه؟ یعنی اینکه تمدن غرب می‌آید سخت‌افزارها و نرم‌افزارهای زندگی را طوری طراحی می‌کند و قدرت و سیطره‌اش را یک جوری نشان می‌دهد که فرد اصلاً نیازی به استدلال ندارد یکدفعه نگاه می‌کنید می‌بینید تمام تابلوهای آرایشگاه‌های مردانه مدل داعشی شده، پشت اتوبوس‌ها مدل داعشی زدند، شخص به آرایشگاه میرود و مدل داعشی می‌زند.

حالا شما که می‌خواهید رغبت عمومی اتومات ایجاد کنید چه کار باید بکنید؟! بهترین کلید واژه برای این بحث تمدن است. یعنی در تمدن همه چیز هست تمدن به صورت یک پک، همه چیز را عرضه می‌کند و چنان قدرتی دارد و چنان جوی می‌تواند ایجاد بکند که دیگر نیازی به چون و چرا کردن نیست و اصلاً کسی از شما نمی‌پرسد چرا باید حجاب داشته باشیم؟ چرا چادر باید باشد؟ چرا اینجور و چرا اینجوری ... چرا این اتفاق می‌افتد؟! برای اینکه یک قدرت دیگر و یک فرهنگ دیگری در ذهن‌ها می‌رود، در رسانه‌ها در شبکه‌های اجتماعی به همین دلیل هرچه شما می‌گوئید در افراد اثر ندارد و نمی‌توانند قبول کنند.

وقتی ظهور اتفاق می‌افتد که یک مجموعۀ هماهنگی که همۀ عناصر زندگی را با هم داشته باشد را تحویل جهان بدهید و به این مجموعه تمدن می‌گویند. چیزی که دشمن از 200 سال پیش درست کرده آورده و در خانۀ همه ما و شما هست. مسواکش که وارد منزل شود فرهنگ آن نیز می‌آید بدون اینکه شما بدانید. حقیقت این است که ما الآن داریم در زمین دشمن بازی می‌کنیم. اگر شما یک روز از خانه بیرون بیایید و گوشی همراهتان را فراموش کرده باشید چه احساسی دارید؟!  در حالی که این احساس را به امام زمانتان ندارید!

تمدن یعنی این قدرت، حالا لازم است شما این تمدن را بشکنید روی زمین و نگاه کنید. مؤلفه‌های زیادی در آن است و بخشی از آن مؤلفه‌ها به عهدۀ ما طلبه‌هاست. حالا می‌توانید با توجه به بیانیه گام دوم که در بحث تمدن سازی و زمینه سازی برای ظهور بیان شده، گام‌ها را مطرح کرده و بعد وارد بحث‌های هفتگانه می‌شود، بحث علم، سبک زندگی و ... دقیق شوید و اینها همان چیزهایی است که باید در آن سنگرتان را شناسایی کنید، در حوزه، کارگروه تشکیل دهید، در این مسیر حرکت کنید و این سنگرهای خالی را آرام آرام پر کنید تا این اسکلت استخوانی تمدن که حضرت آقا فرمودند و در حال شکل‌گیری است هر کس سهم خودش را از گوشت‌های این اسکلت ادا کند یعنی باید گوشت گذاری کنید زیر تا این مرحله اتفاق نیفتد هیچ جامعه جهانی‌ای به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) رغبت پیدا نمی‌کند. وقتی این اسکلت، زیبا درست بشود، جهانی که خسته است دیدید که هر چند وقت یک بار در کشورهای مختلف نارضایتی‌ها بیداد می‌کند- نگاه می‌کند و می‌بیند عجب در یک کشوری سیستمی آمده که همه چیزش قشنگ است. بعد آنها به دنبال شما می‌آیند و بنای این کار را از شما می‌پرسند و می‌پرسند این سیستم را چطور درست کرده‌اید؟ آنوقت است که شما می‎گویید این ماکتی است که با راهنمایی رهبرمان درست کردیم ما و رهبرمان آقایی داریم که وقتی بیاید دنیا را درست خواهد کرد آن وقت است که دنیا به شما تمایل پیدا می‌کند. تازه اینجاست که دنیا نقش طلبه را می‌بیند و قدر طلبه را می‎داند.

حضرت فرمودند: «إنهم حجتی علیکم» ...  من الآن حجت امام زمان بر شما هستم. ما از بس از خودمان دور هستیم و به خودمان اعتماد نداریم می‌گوییم ما؟! واقعاً ما حجت امام زمان بر مردم هستیم؟! اگر طلبه‌ها خودشان را باور کنند که حجت امام زمان بر مخلوقات هستند هوای خودشان را بیشتر دارند، اخلاق و تهذیبشان بیشتر می‌شود، درس خواندنشان بهتر می‌شود، قوی‌تر می‌شوند چون حجت امام بر مردم هستند. آن وقت است که خودش را با امام زمان (علیه السلام) تطبیق می‌دهد، باید یک سر و گردن از دیگران بالاتر باشد، اعتماد به نفس به معنای درستی که حضرت آیت الله مصباح می‌گوید داشته باشد نه به معنای خودخواهی به این معنا که بداند چه عظمتی دارد در عین اینکه می‌داند چیزی نیست. ما هیچ چیزی از خودمان نداریم ولی مأموریم آن چه را داریم محکم و با قوت نگه داریم؛ همانطور که خدای متعال به حضرت موسی به هنگام انتخاب به رسالت فرمودند «خذوها بالقوه ...» محکم بگیرش، طلبگیت را محکم بگیر و بدان چه عظمتی داری. در مقابل حضرت حجت تو هیچ چیزی نیستی ولی قرار است تو حجت باشی و در این حجت سازی و بحث تمدن گفتیم نگاه کنید و ببینید به عنوان حجت بر مردم که نائب امام مسیر را روشن کرده است برای شما، باید بدانید که سنگرتان کجاست؟ در کدام سنگر باید باشید؟ یک فرمول به شما یاد بدهم اگر در آن سنگری که باید باشید، نباشید، در نماز حالتان خوب نیست، اگر نباشید بعد از یک مدتی احساس بدی دارید، چون قلبتان با حضرت پیوند دارد و آنچه را حضرت می‌خواهد تو در آن راه نیستی حالا اگر الله اکبر هم بگویی اثری ندارد زیرا عبودیتی که از مسیر ولایت اهل بیت (علیهم السلام) نگذرد فایده ندارد. بر عکس اگر در مسیر اهل بیت (علیهم السلام) بودید، خودتان را تحویل بگیرید، اگر در این مسیر و در لوکوموتیوی که در مسیر تمدن سازی می‌رود شما و حوزه‌تان نباشید و در مسیر امام زمانتان نروید به هیچ دردی نمی‌خورید و وقتی به هیچ دردی نخورید، مشروعیت شما زیر سوال می‌رود.

اگر می‌خواهید آن لحظه آخر که در حال رفتن هستید در زندگی احساس خوبی داشته باشید، پیوند با حضرت داشته باشید، همین‌طور که حضرت می‎خواهد و نائبش می‌گوید در آن سنگر باید زحمت بکشید. الآن در سنگر علمی هستید باید زحمت بکشید، در سنگر تهذیب هستید باید زحمت بکشید، حداقل وقتی انسان در حال رفتن است می‌گوید من برای بحث تمدن سازی این مقدار کار انجام دادم.

آنقدر کار زمین افتاده هست که در بحث تمدن سازی باید تکلیفش مشخص شود؛ مثلاً در تمدن اسلامی بانک هست یا نه؟! اگر هست با چه شرایطی؟ به شبهات آن پاسخ دهید.»

در نهایت ایشان دعا فرمودند که ان‌شاءالله در این شب قدر هر دعایی که حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در حق شما و ما کردند اوّل ظرفیتش در ما ایجاد شود و بهترین دعاها در حقمان برآورده شود. ان‌شاء‌الله

لازم به ذکر است در حاشیه این نشست و به مناسبت میلاد پر نور و برکت پیشوای دوازدهم حضرت صاحب الامر و زمان نمایشگاه کتابی با عنوان معرفی آثار مهدوی توسط سرکار خانم آقاجانی کتابدار مدرسه برگزار شد.