كرسي آزاد انديشي ولایت اجتماعی و سیاسی برای زنان در مدرسه حضرت عبدالعظيم ع شهر ري

شناسه محتوا : 31567

1398/11/19

تعداد بازدید : 4

  • : تهران
  • : شهر ري
  • : حضرت عبدالعظيم ع
  • : آقاي اخلاقی
  • : خانم دکتراقدم
  • : خانم عبدالحمید اقدم

چکیده دیدگاه ارائه‌کننده
مقصود از ولایت سیاسی و اجتماعی آن است که زن بتواند همانند مرد امور سیاسی و اجتماعی را به  عهده بگیرد؛ تصرف در امور ویژه زنان مانند ولایت در نقش مادری و یا تصرفات حیطه پزشکی زنان موضوع این بحث نیست؛ بلکه ولایت عامه زنان مدنظر است؛ مدعیان این موضوع دلایل خود را به‌این‌ترتیب بیان نمودند:
1.    روایت امام حسن عسکری (علیه‌السلام) که می فرمایند: «نحن حجج الله و جدتنا حجت الله علینا»
2.     نظر فقهای متقدم مانند (شیخ مفید، شیخ طوسی، ابن ادریس حلی و ابن زهره) مبنی بر آنکه در قضاوت شرط مذکر بودن بیان‌نشده است.
چکیده دیدگاه منتقد
1.    به عقیده علامه طباطبایی (ره) ولایت زن بر زن در مواردی مانند امامت جماعت زن برای زنان جایز است؛ اما در امور سیاسی و اجتماعی با استناد به سرپرستی مردان برزنان بر اساس آیه 34 سوره نساء دیدگاهی مخالف دارند؛ هم چنین آیت الله گلپایگانی (ره) نیز در مورد تفسیر این آیه می فرمایند: «زمانی که در محیط خانه عدم جواز ولایت است، در جامعه به‌طریق‌اولی این امر حاکم است»؛
2.    بر اساس آیه 33 سوره احزاب نیز که سخن از نهی حضور اجتماعی زنان پیامبر است، نداشتن حضور اجتماعی برای سایر زنان برتری به  شمار می رود؛
3.    زن و مرد ازنظر آفرینش با یکدیگر تفاوت دارند؛ همین تفاوت مبنای تفاوت در تکلیف هرکدام از آن‌هاست؛
4.    روایاتی از امام محمدباقر (علیه‌السلام) بر نفی امارت و ولایت زن و ملعون خواندن مردی که زن برایش تدبیر کند، دلالت دارند؛ به‌علاوه طبق نظر علامه طباطبایی (ره) هیچ زنی در زمان خلافت ائمه (علیهم‌السلام) صاحب‌منصب سیاسی نبوده  است.
 نتایج دیدگاه موافق
با توجه به سیاق قبل و بعد آیه 34 سوره نساء، تنها می توان سرپرستی مرد در خانواده را نتیجه گرفت، نه در عموم اجتماع و امور سیاسی؛ بنابراین هر فردی، چه زن و چه مرد که دارای تدبیر، عقل و کمال بیشتری نسبت به دیگران باشد، حق ولایت دارد و تا زمانی  که دلیلی بر نفی ولایت زنان در امور سیاسی و اجتماعی نباشد، این ولایت جایز است. از سوی دیگر حکم برخی فقها به جایز نبودن این نوع ولایت برای زنان ناشی از روش شناسی اشتباه است که برگرفته از روش فقهی اهل تسنن است؛ هم چنین علت حضور نداشتن زنان در عرصه سیاست در عصر معصوم نگاه استعماری به زن و فراهم نبودن زمینه بروز استعداد زنان در این زمینه بوده است.
نتایج دیدگاه مخالف
ولایت زنان آسیب های زیادی مثل نادیده گرفتن حق فرزندان، حق همسر، اختلاط با مردان و موارد دیگری را به  دنبال دارد و هیچ گاه شارع مقدس به  این مفاسد راضی نیست.
جمع بندی داور
با توجه به نظرات مطرح‌شده به نظر می رسد که بتوان ولایت سیاسی و اجتماعی را برای زنان اثبات کرد؛ اگرچه این موضوع نیازمند کارهای فقهی قوی تر و مراجعه به نظرات فقها و جست‌وجوی تخصصی تری است؛ توجه به این نکته نیز لازم است که زمانی می توان حق را برای زنان ثابت کرد که زنی با تمام شرایط و ویژگی های لازم وجود داشته باشد و این حق هیچ گونه فسادی را به همراه نداشته باشد.
کلیدواژه ها: ولایت سیاسی، ولایت اجتماعی، زن، فقه.
 

مطالب مرتبط